تبليغاتX
برای تازه شدن دیر نیست
جالب ترین مطالب علمی،بروز ترین اهنگها ،اطلاعات عمومی ،مقالات الکترونیک ،جک و اس ام اس در وب لاگ نایس

زير بارون راه نرفتي
           تابفهمي من چي ميگم
                    تو نديدي اون نگاه رو
                              تا بفهمي از كي ميگم.


چشماي اون زير بارون
          سر پناه امن من بود
                    سايه بون دنج پلكاش
                              جاي خوب گم شدن بود


 تنها شب مونده و بارون
             همه ي سهم من اين بود
                    تو پرنده بودي من سرو
                              ريشه هام توي زمين بود


اگه اون رو ديده بودي
                       با من اين شعر رو مي خوندي
                             رو به شب دادمي كشيدي
                                نازنين ! چرا نموندي ؟


حالا زير چتر بارون
                       بي تو خيس خيس خيسم
              زير رگبار گلايه
                                 دارم از تو مي نويسم


تنها شب مونده و بارون
          همه ي سهم من اين بود
                    تو پرنده بودي من سرو
                              ريشه هام توي زمين بود

 

عاشقت خواهم ماند..............................بی آنکه بدانی

دوستت خواهم داشت............................بی آنکه بگویم

درد دل خواهم گفت.................................بی هیچ کلامی

گوش خواهم داد..................................بی هیچ سخنی

در آغوشت خواهم گریست.......................بی آنکه حس کنی

در تو ذوب خواهم شد..............................بی هیچ حرارتی

اینگونه شاید احساسم نمیرد.... .

اين دو يکی نيست...اشتباه نشود!

عشق همان دوست داشتن نيست

عشق رويائی است و دوست داشتن دنيائی

دوست داشتن با عشق مقايسه نمی شود که اگر بشود

از بين خواهد رفت

عشق خلقت خداست و دوست داشتن

خلقت عقل و دل انسان...

عشق همچون خدا يکی است و برای هر انسان

می تواند به تعداد انسانهای ديگر باشد

جدائی برای عشق مرگ است در حالی که

دوست داشتن می تواند برای مصلحت ديگری جدائی را تصميم بگيرد

عشق روحانی است ولی دوست داشتن جسمانی

جسم ميميرد ولی روح جاودانه است

کسی نمی تواند عشق را کنترل کند چرا که در عشق عقلی نيست

عشق را معنی کردن گناه است چرا که در لغات ناچيز زبان نمی گنجد

معنی کردن آن برابر با محدود کردن آن است

ولی دوست داشتن محتاج معنی کردن آن است

دوست داشتن با دل انسان است ولی عشق با جان....

عشق غرور را از انسان می زدايد ولی دوست داشتن با غرور رشد 

میکند

عشق از نظر خدا پاک است

و دوست داشتن از نظر انسان...

خدا عشق است و انسان دوست داشتن...

بدرستی که خدا برتر از انسان است.

+ نوشته شده در  85/02/29ساعت 11:39  توسط | 

۱-لره با خوشحالي به دوستش ميگه بالاخره اين پازل رو بعد از ۲ سال حل كردم . دوستش ميگه: ۲ سال زياد نيست؟ ميگه:نه بابا رو جعبه اش نوشته ۷ تا ۱۰ سال

۲-غضنفر میره دستشویی میان بهش می گن زود باش الان اب قطع میشه.غضنفر دستپاچه می شه اول خودشو می شوره بعد دستشویی می کنه

۳-رشتيه از سربازي برميگرده باباش ميگه برات زن گرفتيم ....اينم بچه ات

۴- ترکه اسم بچه شو ميزاره حسين بعد هر ۲ دقيقه يه بار ازش میپرسه تشنت نيست ؟

۵- از يه خر میپرسن راسته که ترکا خرن ؟ ميگه يه مذاکراتی شده ولی ما زير بار نرفتيم

۶- ترکه عينک دودی ميزنه ميره از خونه بيرون بعد پسرشو ميبينه ميزنه تو گوشش . پسره ميگه بابا چرا ميزنی ؟ ميگه تو اين وقت شب بيرون چی کار ميکنی ؟ پسره ميگه بابا شب نيست عينکتو بردار . ترکه عينکشو بر ميداره دوباره ميزنه زير گوش پسره . پسرش ميپرسه بابا واسه چی ميزنی ؟ ميگه تو از ديشب تا حالا اينجا چه کار ميکردی؟

۷- ترکه میگوزه یه متر میپره جلو میگن چرا اینجوری شد؟ میگه آخه تو دنده بود.

۸- از یک دکتر می پرسن خط وسط قرص برای چیه؟میگه که اگر قرص با آب پایین نرفت با پیشگوشتی پایین کنند!!!

۹-روزي سه تا ديوونه مي رن عروسي، دو تا شون مي رن وسط و مي رقصن، اون يکي مي شينه کنار و مي گه: قرمز سبز زرد، قرمز سبز زرد
مي پرسن؟ تو چرا نمي رقصي؟ مي گه: من رقص نورم

۱۰-ترکه مشروب ميخوره شنگول مي شه گرگ مياد مي خوردش

۱۱-زن:مرد چرا كولر نميخري؟ مرد: بابا به دردنمي خوره اون هايي هم كه دارن گذاشتن رو پشت بوم

 

۱۲- يه آمريكاييه و يه ژاپنيه و يه تركه ميرن پيش خدا كه هر كدوم يه سوال بپرسن وخدا جواب بده
اول آمريكاييه ميگه خدايا چند سال ديگه ما همه دنيا رو تصرف ميكنيم؟
خدا ميگه 100 سال ديگه
آمريكاييه ميزنه زير گزيه
ميگن چي شد؟ ميگه : آخه اون روز ديگه من نيستم.
نوبت ژاپنيه ميشه ميگه خدايا چند سال ديگه ما به آخر تكنولوژي ميرسيم؟
خدا ميگه 150 سال ديگه
اونم ميزنه زير گزيه
ميپرسن چي شد ؟ ميگه آخه اونروز ديگه من نيستم.
نوبت تركه ميشه تركه از خدا ميپرسه خدايا چند سال ديگه ما تركا آدم ميشيم؟
خدا ميزنه زير گريه
ميگن چي شده؟
خدا ميگه آخه اون روز ديگه من نيستم....

 

      for you    


+ نوشته شده در  85/02/29ساعت 11:21  توسط | 

اینم جک  جدید  نظر هم بدین

۱-شهرداري قزوين تو پاركاش تابلو زده نوشته لطفا گل بچينيد

2-شهردار تبريز اعلام كرد كه ميخواد مسير تهران- تبريز و برعكس رو آسفالت كنه.؟؟

3-اصفهونيا رو از چهار تا چيز ميشه شناخت
- همشون زيرشلواري آبي راه راه دارن
- هر قلوپ نوشابه كه مي‌خورن به شيشه نگاه مي‌كنن ببينن تا كجاش رفته
- جلوي در واميستن و به جاي اينكه بگن بفرمايين تو، ميگن حالا چرا نميان تو؟
- بستني ليواني كه مي‌خورن حتما درش رو مي‌ليسن

4- عيد مبعث مبارك باد ( انجمن رويت ماه اردبيل)

۵- يه بار يه تركه تويه يك عمليات تروريستي با كايت خودشو ميزنه به كاخ سفيد آمار كه ميگيرن ميبينن ۱۰۰ نفر كشته شدن ۹۹ نفر از خنده ۱ نفر هم خود تركه.

۶-  كيانوش داشته نماز ميخونده ميره قنوت بعد ميگه " ربنا آتنا في الدنيا ...." يه دفعه سحرناز ميگه : ها اي آتنا كي بيده؟؟

۷- اطلاعیه !!! پرزيدنت بوش ۱۰٪ قيمت شير را افزايش داد ! ازش پرسيدند چرا ؟ گفت به خاطر حمايت از گاو هايی که از من حمايت كردند.

۸- به ترکه ميگن عجب مملکت خر تو خری داريم ميگه آره بابا من ۳ بار رفتم سربازی هيچکی نفهميد.

۹- به تركه ميگن نظرت راجع به گل چيه ؟ ميگه همان بس که در قرآن آمده "گل هو الله احد"

۱۰- یک روز در يخچال یه ترک کنده میشه جاش پرده میزاره !

۱۱- از ترکه می پرسن چی شد ترک شدی ميگه خر هار گازم گرفت!

۱۲- به آمريکا ميگن چرا اومدی عراق؟ ميگه آخه امام حسين طلبيد! ميگن کی ميری؟ ميگه هر وقت امام رضا بطلبه!

۱۳- دلم میخواد بخورمت، نه بخاطر اينكه عسلي، نه بخاطر اينكه جيگري، فقط...فقط ميخوام يه گوهي تو زندگيم خورده باشم

۱۴- یه ادمخوار میره تبریز از گشنگی میمیره

۱۵- يارو میگوزه زنش میگه صبوری، بازم سوسیس کالباس های صدادار خوردی!!!

۱۶- پلیسه به ترکه: مگه نمی دونی اینجا ماهیگیری ممنوعه؟ترکه: ولی تابلو نزدین

پلیس: نزدیم که نزدیم ، زود باش از روی آکواریوم بیا پایین

۱۷- ترکه پلیس مخفی میشه ، سه ساله هنوز کسی نمیدونه کجاست.

۱۸- ترکه می گفته عجیبه ؟ می گن چی عجیبه ! می گه ۱۰۰ هزار تا تماشاچی ۲۲ تا بازیکن ۳ تا داور ! مگن خوب چیش عجیبه ؟ می گه گنجیشکه همه رو ول کرده ریده رو من.

۱۹- يه روز يک ترک مي ره استخره مي ره توچهارو نیم متري و مياد بالا بعد به خودش ميگه اون بنا که کاشيا کف استخر را کار کرده عجب نفسي داشته.

۲۰- تركه باباش تو مستراح سكته ميكنه ميميره بعد از اون روز تركه هر روز تو مستراح گريه ميكرده يارو رفيقش شاكي ميشه ميگه خوب مستراح جاي گريه كردنه؟ تركه هم ميگه:آخه اينجا بوي بابامو ميده.

۲۱- به يه معتاده ميگن اون دويست تومني رو از زمين وردار معتاده برميگرده ميگه : مگه من وژنه بردارم؟

۲۲- ترکه دكتر ميشه بعد به مريضش دو تا قرص ميده ميگه يكيشو يه ربع قبل از خواب بخور يكيشم يک ربع قبل از بيداري

۲۳- به ترکه ميگن: خسته نباشي ترکه ميگه اگه باشم چه غلطي ميکني؟

۲۴- به ترکه ميگن:خر بهتره يا گاو؟ ترکه ميگه:گاو ميگن: چرا؟ ترکه ميگه: من نميخواهم از خودم تعريف کنم!

۲۵- ترکه ميخواسته آتش نشان بشه. توي آزمون استخدامي ازش ميپرسند اگر جنگل آتش بگيره و اون اطراف آب نباشه چه کار ميکني؟ ترکه ميگه: هيچي تيمّم ميکنيم.

۲۶- ترکه آشغال ميره تو چشماش سره ساعت 9 ميشينه دم در.

۲۷- به تركه ميگن با سی دی جمله بساز میگه خونتو خراب كردم. میگن پس سی دیش کو میگه سی دیشو فردا میارم ببینی.

۲۸- تركه داشته را ميرفته بعد سه نفرو پيدا ميكنه ميگه هر كي به من بگه من تو آستينم چيه اون سيب بزرگه كه تو آستينمه بهش ميدم

۲۹- ازترکه میپرسن شغلت چیه:میگه: یه اطلاعاتی هیچ وقت شغلشو لو نمیده

۳۰- پیره زنه از مكه میاد تو ساكش مشروب بوده میگن این چیه میگه ننه من كه پا نداشتم دور خونه خدا بگردم یه پیك میزدم اون دورم میچرخید

۳۱- ترکه عکس گور خر زده بود به اتاقش. بهش میگن این عکسه چیه؟ ترکه میگه: این عکس جوانی های بابام هست تو یوونتوس بازی میکرده.

۳۲- از یه بسیجیه می پرسن : دو خط موازی چیه ؟ میگه : دو خط موازی دو خطی هستند که هیچ گاه بهم نمیرسن ، مگر به دستور مقام معظم رهبری!

۳۳- به يه مرده مي گن: با توله سگ جمله بساز؟ مي گه : طول سگ ضرب در عرض سگ، مساوي است با مساحت سگ.

۳۴- يک روز بامشاد ميره جلوي مدرسه دخترانه ، مي گه: واييييييييييي چقدر عيال

۳۵- يه ماره روسري ميزاره ميگه من كبرام

۳۶- يک روز از يک ميوه فروشي ميپرسند : عمل سزارين چيه ؟ مرده جواب ميده : يعني بچه به شرط چاقو !

۳۷- يه روز غضنفر رو ميگيرند ميبرند کلانتري . غضنفر ميگه منو واسه چي گرفتيد ؟ جناب سروان ميگه : واسه عرق خوري . غضنفر ميگه : پس چرا نميار يد بخوريم ؟!

۳۸- ترکه رئيس فدراسيون شطرنج ميشه . ميگه از فردا فيل حق نداره اسبو بزنه . بجای وزير هم مهره ی خرو ميذاريد!

۳۹- غضنفر میره دستشوئی زنانه میگیرنش میگن کوری نمیبینی زنونست ؟ میگه من چکار کنم اونجا نوشته زنا نه ، اونطرف هم نوشته مردا نه .

۴۰- یه شب یه ترکه میره دزدی ، بعد صاحب خونه پا میشه میگه کیه اون جا ؟ ترکه میگه : هیچکی ، گربست ، بعععععع

۴۱- تركا ميرن فيلم شام آخر ببينن قابلمه ميبرن!

۴۲- يك روز يه گوسفنده با مامان باباش دعواش ميشه ميره سر كوچه تاكسی بگيره ، ميگه : كشتارگاه ، كشتارگاه

چه طور بود ؟؟؟

+ نوشته شده در  85/02/29ساعت 11:9  توسط | 

اینم جک های این هفته

در احكام اسلام هست كه اگر مالي صاحب نداشت يا صاحبش مشخص نشود ان مال به اموال دولت تعلق مي گيرد. در قديم قاضي همان حاكم شرع ودولت محسوب مي شد.قاضي از بهلول پرسيد كه اگر سگي بي صاحب از روي پشت بامي به پشت بام ديگر بپرد ودقيقا در وسط راه بادي رها كند. ان باد متعلق به كدام خانه است؟ بهلول گفت : چون صاحب مال مشخص نيست ان باد نصيب وسهم قاضي مي شود

 

به يه تركه ميگن اون كدوم پيغمبر بود كه يه مشت پرنده و حيوون رو جمع كرد و برد تو كشتي
يارو يه كم فكر ميكنه و ميگه حضرت يوگي عليه السلام

يه روز 4 تا لر سوار آسانسور ميشن هر كاري ميكنن آسانسور حركت نميكنه .... يه مرده با كت شلوار و سامسونت مياد دكمه آسانسورو ميزنه .... راه ميفته ... يكي از لرا ميگه : به افتخار آي راننده صلوات

از وزيري پرسيدند علت گراني سكه طلا چيه گفت : گفت از بس ميوه گرانه مردم روي اوردند به خريد سكه
پرسيدند علت گراني ميوه چيه؟ گفت : قيمت جهانيش بالا رفته!

 

يه دفعه يه آبادانيه تو بيابون گم ميشه ، و داشته از تشنگي ميمرده .... خلاصه هي ميگفته آب آب آآآآآ آب .... يه دفعه ميرسه به يه چشمه دستاشو ميزنه تو آب ميکشه به موهاش ميگه آخيــــــــــش ، وُلک راحت شدم تيپ موهام خراب شده بود داشتم ميمردما

 

يه دفعه يه آفتاب پرست ميره رو جعبه مداد رنگي " هنگ " ميکنه

 

به ترکه میگن شما ترکین ؟ می گه چیه بار داری ؟


ترکه از یه نفر ساعت میپرسه اونم می گه ساعت ۵


ترکه می گه ای بابا از صبح تا حالا از هر کی می پرسم یه چیز میگه !

 

به ترکه ميگن : اكبر بابات مرد !!!! ميگه : عشق است تريپ مشكي !!


يه بار ميخواستن آبادنیه رو زجر كش كنن ، ميبندنش به تنه درخت ، نوار بندري مي زارن


از ترکه می پرسن قویترین حیوان چیه؟
میگه:مورچه میگن:چطور؟؟؟
میگه:آخه یبار یه مورچه رفته بود تو پریز برق خواستم درش بیارم یه لگد زد 10 متر پرتم


یه بار یه خری وایساده بوده وسطه خیابون ماشین ها نمیتونستن برن. بعد ترکه میاد یه چیزی در گوش خره میگه ، خره میره ، ازش میپرسن چی بهش گفتی ؟ میگه کفتم تو برو من اینجام

 

چه طور بود ؟؟( البته یکم قدیمی بودن نظراتونو بدبن تا جک های جدید بزارم)


 

+ نوشته شده در  85/02/27ساعت 18:44  توسط | 

دوران قبل از دانشگاه = حسرت قبول شدن در دانشگاه = صعود

 

كنكور = گذرگاه كاماندارا

 

دوران دانشجويي = سالهاي دور از خانه

 

خوابگاه دانشجويي = آپارتمان شماره 13

 

بي نصيبان از خوابگاه = اجاره نشين ها

 

امتحان رياضي = كشتار بيوجرسی

 

امتحان ميان ترم = زنگ خطر

 

امتحان پايان ترم = آوار

 

ليست نمرات دانشجويي = ديدنيها

 

نمره امتحان = پرنده كوچك خوشبختی

 

مسئولين دانشگاه = گرگها

 

استادان = اين گروه خشن

 

اشپزخانه = خانه عنكبوت

 

رستوران دانشگاه = پايگاه جهنمی

 

پاسخ مسئولين = شايد وقتي ديگر

 

دانشجوي ا خراجي = مردي كه به زانو در امد

 

دانشجوي فارغ التحصيل = ديوانه از قفس پريد

 

دانشجوي سال اولي = هالوي خوش شانس

 

واحد گرفتن = جدال بر سر هيچ

 

مدرك گرفتن = پرواز بر فراز آشيانه فاخته

 

پاس كردن واحدها = آرزوهاي بزرگ

 

مرگ استادها = جلادها هم ميميرند

 

محوطه چمن دانشگاه =حريم مهرورزی

 

استاد راهنما = مرد نامرئی

 

كمك هزينه = بر باد رفته

 

درخواست دانشجويان = بگذار زندگي كنم

 

دانشجوي دانشگاه صنعتي = بينوايان

 

برخورد استادان = زن بابا

 

اتاق رئيس دانشگاه = كلبه وحشت

 

شب امتحان = امشب اشكي ميريزم

 

تقلب در امتحان = راز بقا

 

 يادگيري = قله قاف

 

دانشجوي معترض = پسر شجاع

 

دكتر بهداري = گله بان

 

خاطرات استادها = اعترافات يك خلافكار

 

انصراف = فرار از كولاك

 

تصييح ورقه امتحان = انتقام

 

نمره گرفتن از استاد = دوئل مرگ

 

شاگرد اول = مرد 6مبليون دلاری

 

آرزوي دانشجويان = زلزله بزرگ

 

هيئت علمي = سامورا يي ها

 

رئيس دانشگاه = ديكتاتور بزرگ

 

رفتن به خوابگاه دختران = عبور از ميدان مين

 

استاد دانشگاه = گاو

 

رئيس آموزش = هزاردستان

 

معاون آموزش = دزد دريايی

 

برخورد مسئولين = كميسر متهم ميكند

 

از دانشگاه تا خوابگاه = از كرخه تا راين

 

+ نوشته شده در  85/02/27ساعت 14:38  توسط | 

 

بعضي دختران هستند که روزي 5 تا 6 بار ميرن جلوي آيينه تا خودشونو چک کنن ببينن آيا ۲ تا گوش دراز در آوردن يا نه؟ يا يه دم بلند از پشتشون در اومده يا نه؟ يا ابروهاشون به شکل پاچه بز در اومده يا نه؟يا دماغشون شده مثل گوشتکوب يا نه؟
يکي دو بار صداشونو چک مي‌کنن ببينن به عرعر تبديل شده يا نه؟
به علف و يونجه ناخنک ميزنن ببينن دوست دارن يا نه؟

يا...


اما خريّت نه به گوش دراز داشتنه نه به دم بلند داشتن،نه به ابروي پاچه بزي ،نه دماغ گوشتکوبي ،نه به عرعر کردن و نه به يونجه خوردن.
بعضي وقتا دخترها کارايي مي‌کنن که از نتيجه کاراشون مي‌توان به وضوح پي به خريّتشون برد .
مثلا:
(1
از حسادت اينکه خر همسايه يک خورجين خشکل داره ,چند روزي تو خونه قهر ميکنن،تا بالاخره براشون بخرن .

2) فکر ميکنن خوشکلي به دماغ کوچيک هست . اينقدر دماغشونو با چند عمل کوچيک ميکنن که ديگه اون عينک آفتابي جايي واسه وايسادن نداره .(به مطلب مد رجوع شود)

3)طرف هيکلش مثل مغز اتود ميمونه ، ولي واسه اينکه بشه مثل باربي ،چند ماهي لب به يونجه و  چغندر نميزنه تا مثلا خوش هيکل بشه .( عجب  خر يتي)

5) کوچکترين اشتباهات را در حافظه کوچيک خود نگه ميدارند تا روزي تلافي کنند. به همين علت و به علت کوچيکي مغز هرگز خوبي ها رو به ياد ندارند.(حداکثر ظرفيت 32کيلو بايت)

6) ....................................................................
تو پرانتز:
بزرگي مي‌گفت:«خريت ارثي (موروثي) نيست، بهره خدا دادي است (در نهاد بعضي دختران است!)


با طلب مغفرت از اهانت به خرهاي محترمه و مکرمه

 

طنز بوداااااا

+ نوشته شده در  85/02/27ساعت 14:35  توسط | 

دختر شدن آسان در 5 دقيقه!


اگر شما پسري هستيد طالب قرتي‌بازي‌هاي دخترانه!، نکات زير را جهت دختر شدن، البته به طور آزمايشي، رعايت کنيد:


ابتدا بايد ريش و سبيل خود را، البته اگر داريد، (ريش و سبيلو مي‌گم بابا!) به سطل خاکروبه بسپاريد. هر چند که با زدن سبيل خود، نمي‌توانيد درست راه برويد!


اکنون نوبت آن است که تغييراتي چند در سر و صورت خود به وجود آوريد. از جمله ابروها را صفا دهيد! که البته اين نکته امروزه لازم به ذکر نمي‌باشد. زيرا شما معمولا از قبل، اين كار را كرده‌ايد!


حالا به سراغ لوازم آرايشي مادر يا احيانا خواهر خود برويد. سعي کنيد قوطي کرم پودر را روي صورت خود خالي کنيد!


در آخر يک مانتو که از شدت تنگي به کيسه‌ي مارگيري شباهت دارد به تن کنيد. هر چه تنگ‌تر، اندام ضايع شما زيباتر!

روسري ترجيحا تيتيش خود را سر کنيد و آماده خروج از خانه شويد.


کفش پاشنه بلند در اينجا نقش مهمي ايفا مي‌کند. هر چند که شما با پوشيدن يک کفش پاشنه‌دار مثل شترمرغ راه خواهيد رفت!


حالا شما در خيابان هستيد!


هنگام راه رفتن سعي کنيد به کل بدن خود پيچ و تاب بدهيد! بهتر است براي بهتر قر دادن، مدام آهنگ بابا کرم را با خود زمزمه کنيد!


و نکته بسيار بسيار مهم «عشوه شتري» است! شما بايد سعي کنيد براي کل ملت که در خيابان هستند پشت چشم نازک کنيد!


اگر کسي احيانا از شما ساعت پرسيد، صداي دورگه و ناهنجار خود را کش دار کنيد:

 

ببخشيد خانوم، ساعت چنده؟


اييييييييييش! دو و ربــــــــــع! واااااه!
شما هنگامي که در خيابان راه مي‌رويد لغات عاشقانه بسياري را مي‌شنويد و مسلما حال مي‌کنيد!


به منظور جلوگيري از حال کردن بسيار شما با دختر شدن، از ادامه اين آموزش معذورم

 

 

+ نوشته شده در  85/02/27ساعت 14:29  توسط | 

پسر شدن آسان در پنج دقيقه!


اگر شما دختري هستيد طالب آزادي‌هاي پسرانه و مدام جمله «کاش من پسر بودم» ورد زبانتان است، بهتر است عجله نکنيد و قبل از تغيير دادن جنسيت خود روش زير را امتحان کنيد.


شما براي پسر شدن (البته فقط ظاهري، اونم نه کاملا!) احتياج به يک شلوار جين فاق بلند! داريد. به علاوه يک سوئي‌شرت گشاد و کلفت که تابلو نشه دختري!


اگر موهاي کوتاه تيفوسي داريد که چه بهتر وگرنه اگر موهايتان بلند است و به هيچ وجه حاضر به گذشتن از آن نيستيد، از يک کلاه کپ استفاده کنيد.


اگر حتي کلاه کپ هم نداريد!، مجبوريد کلاه کپ پسر عموي ۱۰ سالتان را که کله‌اش اندازه‌ي فندق است، قرض بگيريد!


اگر مي‌خواهيد تيريپ شويد!، يک عينک آفتابي را به عنوان چاشني به محلول مورد نظر اضافه کنيد!


حالا شما يک پسر بيريخت بدقواره هستيد!


حواستان باشد هنگام خروج از خانه برحسب عادت از مواد مخدره! مثل ماتيک و... استفاده نکنيد. چون يه کم تابلو است!


حالا وارد خيابان مي‌شويد. اگر در طول راه کسي از شما ساعت پرسيد، هيچ احتياجي نيست با آن صداي کشيده‌ي جيغي مانند پاسخ بدهيد! چون اين بار هم کمي تابلو مي شويد!


شما درحال راه رفتن در خيابان هستيد. اما حوصلتان سر رفته است! زيرا مردم ديگر با شما مهربان نيستند! ديگر کسي با لبخند به شما نگاه نمي کند!


شما در تعجبيد که چرا مردم اينهمه بداخلاق شدن؟! ديگر، واژگاني از قبيل:«خوشگله، جيگر، برسونمت، بيا بالا، شماره بدم، سلطان غم مادر و...!» به گوش شما نمي‌خورد!


شما دست از پا کوتاهتر(؟!) به خانه برمي‌گرديد و ترجيح مي‌دهيد دختر بمانيد

 

نظر هم بدين

+ نوشته شده در  85/02/27ساعت 14:26  توسط | 

بر طبق اعتقادات خود زندگي کن .
- خودت و ديگران را ببخش .
- سعي کن حداقل يک بار هم که شده روش خود را تغيير دهي .
- شجاع باشيد حتي اگر شجاع نيستيد به آن تظاهر کنيد ، کسي متوجه تفاوت آن نخواهد شد .
- هميشه لبخند بزن ، اين کار براي تو هزينه اي ندارد اما ارزش بينهايت دارد .
- وقت خود را بيهوده صرف کلاهبرداري نکنيد ، تجارت را ياد بگيريد .
- براي تدبير و جرات خود دعا کن نه براي مال و ثروت دنيا .
- پير شو اما از کارافتاده نشو .
- غصه ي اشتباهات گذشته را نخوريد ، از آن ها درس بگيريد و بگذريد .
- در ارتباط با افرادي که چيزي براي از دست دادن ندارند ، آگاهانه رفتار کن .
- به ياد داشته باش که برندگان کاري را انجام مي دهند که بازندگان نمي خواهند انجام دهند .
- فرصت ها را جستجو کن . جاي قايق در بندر امن است اما به مرور کف اش پوسيده مي شود .
- کلمه "فرصت" را جايگزين "مشکل" کن .
- هيچ وقت نگو وقت نداري . به تو همان مقدار زمان داده شده که به هلن کلر ، لئوناردو داوينچي ، توماس جفرسون و آلبرت انيشتين داده شده است . ( اما من نمي دونم چرا هميشه وقت کم دارم . )

+ نوشته شده در  85/02/27ساعت 14:21  توسط | 

بيت اول به نام نامي او

صاحب الحق گوگل و ياهو

اي خدايي كه خالق خرسي

چو مرا آفريده اي مرسي

اي خدايي كه يكه-تنهايي

بوده اي و نمي‌روي جايي

اي خدايي كه غيب ميداني

خالق دختران ماماني

خالق هر كسي كه خوش تيپ است  

مثل بنده است و صاحب پيپ است

خالق ناصحين و گير و بسيج

كارهايت نموده ما را گيج

بعد ذكر از حقوق حق‌الله  

با اجازه دهم ادامه‌ي راه

+ نوشته شده در  85/02/27ساعت 14:2  توسط | 

محبوب ترین های قزوین:

1)محبوبترین خواننده: حامد حاکان

2)محبوبترین مکان:دُکان

3)محبوبترین ماشین: پیکان

4)محبوبترین فوتبالست: اّلیور کان

5)محبوبترین سازمان: حمایت از کودکان

6)محبوبترین شهر: اردکان

7)محبوبترین حیوان: پلیکان

8)محبوبترین محصول شیشه: استکان

+ نوشته شده در  85/02/26ساعت 19:25  توسط | 

خدايا قلب من غمگينه امشب

                                           دلم چون لاله ها خونينه امشب

نميدونــــم چرا دست زمونــــه

                                          گـــل عمر منــو ميچينــه امشب

دلم گنجينه غمهـــاي بسيــار

                                          وجــودم خســته از تكـرار، تكـرار

دل من ديگه از جبــــر زمـــونه

                                      شده از زندگــي بيـــزار، بيــــزار

for you

+ نوشته شده در  85/02/26ساعت 19:23  توسط | 

کاش در دهکده ی عشق فراوانی بود                          توی بازار صداقت کمی ارزانی بود

کاش اگر گاه کمی لطف به هم می کردیم                      مختصر بود ولی ساده و پنهانی بود

کاش به حرمت دل های مسافر هر شب                        روی شفاف ترین خاطره مهمانی بود

کاش دریا کمی از درد خودش کم می کرد                     قرض می داد به ما هر چه پریشانی بود

کاش  به تشنگی پونه که پاسخ دادیم                          رنگ رفتارمن و لحن تو انسانی بود

مثل حافظ که پر از معجزه و الهام است                       کاش رنگ شب ما هم کمی عرفانی بود

چه قدر شعر نوشتیم برای باران                                غافل از آن دل دیوانه که بارانی بود

کاش سهراب نمی رفت به این زودی ها                       دل پر از صحبت این شاعر کاشانی بود

کاش دل ها پر افسانه ی نیما می شد                          و به یادش همه شب ماه چراغانی بود

کاش اسم همه ی دخترکان اینجا                                نام گل های پر از شبنم ایرانی بود

کاش چشمان پر از پرسش مردم کم تر                        غرق این زندگی سنگی و سیمانی بود

 

 

+ نوشته شده در  85/02/26ساعت 19:18  توسط | 

از استاد ديني پرسيدند عشق چيست؟ گفت:حرام است.

از استاد هندسه پرسيدند عشق چيست؟ گفت:نقطه اي که حول نقطه ي قلب جوان ميگردد.

از استاد تاريخ پرسيدن عشق چيست؟ گفت:سقوط سلسله ي قلب جوان.

از استاد زبان پرسيدند عشق چيست؟ گفت:همپايlove است  .

از استاد ادبيات پرسيدند عشق چيست؟ گفت : محبت الهيات است.                                             

از استاد علوم  پرسيدند عشق چيست؟ گفت : عشق تنها عنصري هست كه بدون اكسيژن مي سوزد.

از استاد رياضي پرسيدند عشق چيست؟ گفت : عشق تنها عددي هست كه هرگز تنها نيست.

از استاد  فيزيك  پرسيدند عشق چيست؟ گفت :عشق تنها آدم رباتي هست كه قلب را به سوي خود مي كشد.

از استاد  انشا  پرسيدند عشق چيست؟ گفت :عشق تنها موضوعي است كه مي توان توصيفش كرد.

از استاد قرآن  پرسيدند عشق چيست؟ گفت :عشق تنها آيه اي است كه در هيچ سوره اي وجود ندارد .

از استاد ورزش پرسيدند عشق چيست؟ گفت :عشق تنها توپي هست كه هرگز اوت نمي شود.

از استاد زبان فارسي  پرسيدند عشق چيست؟ گفت :عشق تنها كلمه اي هست كه ماضي و مضارع ندارد.

از استاد زيست پرسيدند عشق چيست؟ گفت :عشق تنها ميكروبي هست كه از راه چشم وارد مي شود.

از استاد شيمي پرسيدند عشق چيست؟ گفت :عشق تنها اسيدي هست كه درون قلب اثر مي گذارد

+ نوشته شده در  85/02/26ساعت 18:49  توسط | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
خواهشمند است پیشنهادات و انتقادات سازنده خویش را از طریق این آی دی Nice1_154 با من در میان بگذارید
در ضمن این وب لاگ هر 3 روز یک بار اپدیت می شود
منتظر ورود و نظرات شما هستم



کپی هر گونه از مطالب این سایت به خصوص مقالات الکترونیک فقط با ذکر منبع و با اطلاع به مدیر از طریق ای دی یا نظرات مجاز می باشد

نوشته های پیشین
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
آرشیو موضوعی
مطالب طنز (128)
گالاری عکس (102)
عاشقانه (121)
مطالب علمی (93)
دانلود اهنگ (75)
اس ام اس (174)
نرم افزار موبایل(3)
نرم افزار پی سی (2)
سخنان مدیریت
مقالات الكترونيك
نویسندگان

حامدکامرانی
پیوندها
وب سایت نایس 2 New New
کمیته مبارزه با سانسور اینترنت
سازمان سنجش آموزش كشور
سريال و كرك برنامه ها رايگان
فیلترشکن ضدفیلتر Proxy
وبلاگ محمد امين ياقوتي
توپ ترین اس ام اس ها
گالاری عکس دسکتاپ
هر چی بخوای هست
شمارنده برای سایت
سرزمین اس ام اس
جاوا اسکریپ
خرید اینترنتی
بوي گندم
ياهو ميل
سنجش
گوگل
بلگفا
فینال
گلايه
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM