تبليغاتX
برای تازه شدن دیر نیست
جالب ترین مطالب علمی،بروز ترین اهنگها ،اطلاعات عمومی ،مقالات الکترونیک ،جک و اس ام اس در وب لاگ نایس

 ورزشکاران مشهور جهان در هر رشته اي به اتومبيل خاصي علاقه دارند و حتي اگر داراي چندين اتومبيل باشند ، ترجيح مي دهند اغلب با مدل مورد علاقه خود رانندگي کنند.

زين الدين زيدان ، فوتباليست مشهور علاقه خاصي به مدل SUV Q7 مارک آئودي دارد.

سباستيان لوئب ، قهرمان چهار دوره رالي جهان در حالي که در مسابقاتش از سيتروئن C4 استفاده مي کند اما در زندگي شحصي اش يک لامبورگيني گالاردو با موتوري به قدرت 520 اسب بخار را ترجيح مي دهد.

شکيل اونيل بسکتباليست با 2متر و 16 سانتيمتر قد همانطور که به کفش هاي سفارشي نياز دارد بايد اتومبيلش هم مطابق اندازه هايش باشد بنابراين سوار يک لامبورگيني گالاردو مي شود که روي سفارش ارتفاع سقف ، طول درها و پنجره هاي جانبي اش تغيير کرده و طول آن 30 سانتيمتر بيشتر از مدل هاي عادي اين اتومبيل اسپرت است.

کريستيانو رونالدو ، مهاجم منچستريونايتد به بنتلي کنتينانتال جي تي کوپه و 200 هزار يورويي اش خيلي مي نازد.

مايک تايسون ، قهرمان نامحبوب سابق بوکس سنگين وزن داراي چند اتومبيل است اما از رانندگي با جگوارXJ 220 فوق العاده اش ، لذت مي برد.

لوييس هميلتون ، راننده فرمول يک که سال 2007 فقط با يک امتياز اختلاف قهرماني را به کيمي رايکونن واگذار کرد، طبيعي است که عاشق سرعت است و بنابراين براي استفاده شخصي اش يک مرسدس C63 AMG با 457 اسب بخار را انتخاب کرده است.

راجر فدرر ، قهرمان تنيس جهان يک اوستين مارتين DB9 دارد که سرعت آن به آساني فراتر از 300 کيلومتر در ساعت است.

مايکل جوردن ، اسطوره بسکتبال به اتومبيل هاي کوپه آمريکايي علاقه دارد و به همين دليل پشت فرمان يک کاديلاک XLR-V 8 سيلندر به قدرت 450 اسب بخار مي نشيند.

جناب رونالدينهو بازيکن برزيلي بارسلونا داراي يک فراري اسکايتي استثنايي است. يک فراري 612 Scaglietti K که به طور سفارشي براي او طراحي شده است.

تيه ري آنري بازيکن فرانسوي بارسلونا غصه بنزين ندارد بنابراين با مرسدس SLR خود با 626 اسب بخار قدرت موتور حسابي جولان مي دهد

+ نوشته شده در  87/03/17ساعت 16:33  توسط | 

 

۳ راز در مورد مردان و

۳ راز در مورد زنان

در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/03/17ساعت 16:27  توسط | 

گله مي‌كرد ز مجنون ليلي - كه شده رابطه‌مان ايميلي
حيف از آن رابطه‌ي انساني - كه چنين شد كه خودت مي‌داني

عشق وقتي بشود دات‌كامي - حاصلش نيست به جز ناكامي
نازنين خورده مگر گرگ تو را - برده يا دات‌نت و دات‌ارگ تو را

بهرت اي‌ميل زدم پيشترك - جاي سابجكت نوشتم: به درك
به درك گر دل من غمگين است - به درك گر غم سنگين است

به درك رابطه گر خورده ترك - قطع آن هم به جهنم به درك
آنقدر دلخورم از اين ايميلم - كه به اين رابطه هم بي‌ميلم

مرگ ليلي نت و مت را ول كن - همه را جاي OK كنسل كن
OFF كن كامپيوتر را جانم - يار من باشد و ببين من ON ام

اگرت حرفي و پيغامي هست - روي كاغذ بنويس با دست
نامه يك حالت ديگر دارد - خط تو لطف مكرر دارد

خسته از Font و ز Format شده‌ام - دلخور از گردالي @ (ات) شده‌ام

كرد ريپلاي به ليلي مجنون - كه دلم هست از اين سابجكت خون
باشه فردا تلفن خواهم كرد - هر چه گفتي كه بكن خواهم كرد

زودتر پيش تو خواهم آمد - هي مرتب به تو سر خواهم زد
راست گفتي تو عزيزم ليلي - ديگر از من نرسد ايميلي

نامه‌اي پست نمودم بهرت - به اميدي كه سرآيد قهرت...

+ نوشته شده در  87/03/17ساعت 16:21  توسط | 
 نفر ميميرن . خدا گفت اولي بره بهشت . دومي بره جهنم . سومي بره طويله !!!
پرسيدن چرا ؟
خدا گفت :اولي زن داشت دنيا براش جهنم بود . دومي مجرد بود ، دنيا براش بهشت بود . سومي زنش مرد ولي خاك بر سر بعدش رفت يه زن ديگه گرفت !!!

غضنفر نفس زنان از حجله مياد بيرون ميگه : اي واي پرده كه نبود برزنت بود ! نيم ساعت بعد عروس مياد بيرون ميگه : خاك بر سر نزاشت گنمو در بيارم !rolling on the floorrolling on the floor


يه تيكه آهن محكم روي پاي يه اصفهاني ميفته داد ميزنه ميگه آااااااااااااخ كفشم

يه روز غضنفر عصباني ميشه به شكمش ميگه: چقدر من كار كنم تو بخوري؟
شكمش جواب ميده ميخواي من كار كنم تو بخوري.


غضنفر تو جاده داشته رانندگي ميكرده، يهو ميبينه يه كاميون داره از روبروش مياد، ميزنه رو ترمز ميبينه ترمزش نميگيره. رفيقشو صدا ميكنه ميگه: اصغر اصغر پاشو تصادفو ببين.
oh go on

دوست داشتن رو بايد از برگ درخت آموخت وقتي زرد مي شه، وقتي مي ميره ؛ وقتي از درخت جدا مي شه ؛ بازم پاي همون درخت مي افته

نگاهم ياد باران كرده امشب ،مرا سر در گريبان كرده امشب ،غم و فرياد من از اين وان نيست،دلم ياد رفيقان كرده امشب.

من از زندگاني آموختم چگونه اشك ريختن را ولي اشكهايم نياموخت چگونه زندگي كردن را

همیشه نبودنت کنارم ،مرا می آزارد و من عجیب بهانه گیر می شوم . ...... تو اما........لبخند مهربانت ، ماندگار پیوست می شود بر سکوت
rose

يه روز غضنفر ميره بانك تا چكش رو نقد كنه. بانكيه بهش ميگه چك سيباس؟ غضنفر جواب ميده نه! مال گردوهاي پارساله.

غضنفر مغازه ســـوتين فروشي زد بعد از مدت كمي مغازش رو تعطيل كردند
روي شيشه مغازش زده بود : " با نصب رايگان!!!!
hee hee

يه گنجشكه با موتور تصادف ميكنه از هوش ميره ،وقتي به هوش مياد ميبينه تو قفسه ،تو سرش ميكوبه ميگه واي ي ي بيچاره شدم ، موتوريه رو كشتم حالا به جرم قتل محاكمه مي شم!

غضنفر دوست دخترشو ميبره تو يه كوچه خلوت و بهش ميگه بيا كار بد بكنيم.دختره هم كه دل تو دلش نبوده با ناز ميگه:مثلا چيكار؟غضنفر ميگه بيا زنگ بزنيم و فرار كنيم

مي دوني فرق بيل آهني با چوبي چيه ؟
.
.
.
.
.
نمي دوني ؟
.
.
.
.
.
.
عيبي نداره از يه افغاني ديگه مي پرسم

معلم: به شخصي كه با وجود عدم علاقه حاضرين، به حرف زدنش ادامه ميده چي ميگن؟
شاگرد: بهش ميگن معلم

غضنفر ميره ساندويچي ميگه: يه نون اضافه با يه نون اضافه بدين!

اين ديوار هاي سردغرور؛هيچ گاه فرصت نداد که"زمرمه هاي دلتنگي ام"به سوي تو پر گيرند. کاش بيايي همراه نسيم عشق؛از پشت پنجره نيمه باز رو به قلبم

عشق تو چشماي هم نگاه كردن نيست با چشماي هم به زندگي نگاه كردنه

براي زيستن دوقلب لازم هست. قلبي که دوست بدارد . قلبي که دوستش بدارند. قلبي که هديه کند . قلبي که بپذيرد

وقتي دل تنگ شدي به ياد بيار کسي رو که خيلي دوستت داره،وقتي نا اميد شديبه ياد بيار کسي رو که تنها اميدش تويي. وقتي ساکت شدي به ياد بيار کسي رو که به شنيدن صداي تومحتاجه

تو دريايي و من موجي اسيرم...كه مي خواهم در آغوشت بميرم... بيا درياي من آغوش بر كش...نمي خواهم جدا از تو بميرم
rose

هيچ کس ويرانيم را حس نکرد .وسعت تنهائيم را حس نکرد .در ميان خنده هاي تلخ من .گريه پنهانيم را حس نکرد .در هجوم لحظه هاي بي کسي درد بي کس ماندنم را حس نکرد .آن که با آغاز من مانوس بود . لحظه پايانيم را حس نکرد

بعضي عشق ها آتشين اما كم عمق و سطحي هستند گردبادي بر پاي مي كنند و زود هم سرد مي شوند اما بعضي عشق ها عميق است و ملايم چون يك نخ باريك شروع مي شود و در طول زمان استمرار مي يابد

اگه تو دنيا هيچي هيچي نداشته باشي مطمئن باش سه چيز هميشه مال تو هست:خداي مهربون، فکراي قشنگ وقلب کوچيک من
+ نوشته شده در  87/03/17ساعت 16:19  توسط | 
۱ - خاله
معناي لغوي : خواهر مادر
معناي استعاره اي : هر زني كه با مادر رابطه ي گرم و صميمي داشته باشد .
نقش سمبليك : يك خانم مهربان و دوست داشتني كه خيلي شبيه مادر است و هميشه براي شما آبنبات و لباس مي خرد .
غذاي مورد علاقه : آش كشك.
ضرب المثل : خاله را ميخواهند براي درز ودوز و گرنه چه خاله چه يوز. خاله ام زائيده، خاله زام هو كشيده. وقت خوردن خاله خواهرزاده رو نمي شناسه. اگه خاله ام ريش داشت، آقا داييم بود .
زير شاخه ها : شوهر خاله: يك مرد مهربان كه پيژامه مي پوشد و به ادبيات و شكار علاقه مند است. دختر خاله/پسر خاله: همبازي دوران كودكي  كه يا در بزرگسالي عاشقش مي شويد اما با يكي ديگه ازدواج مي كنيد يا   باهاش ازدواج مي كنيد اما عاشق يكي ديگه هستيد .
مشاغل كاذب : خاله زنك بازي، خاله خانباجي .
چهره هاي معروف : خاله خرسه، خاله سوسكه.
داشتن يك خاله ي مجرد در كودكي از جمله نعمات خداوندي است .
 
۲ - عمه
معناي لغوي : خواهر پدر
معناي استعاره اي : هر زني كه با پدر رابطه ي گرم و صميمي داشته باشد/هر زني كه مادر چشم ديدنش را نداشته باشد .
نقش سمبليك : به عهده گرفتن مسئوليت در موارد ذيل : ۱ - جواب همه ي فحش هايي كه مي دهيد. مثال :  عمته … ۲ - جواب همه ي محبت هايي كه مي كنيد. مثال: به درد عمه ات مي خوره … ۳- توجيه كليه ي بيقوارگي ها/رفتارهاي نامتناسب شما (تنها براي دخترخانم ها). مثال: به عمه ات رفتي . ۴ - خيلي چيزهاي بدِ ديگه. از ذكر مثال معذوريم …
غذاي مورد علاقه : شله زرد، سمنو .
ضرب المثل : ندارد (تخفيف به دليل   تعدد در   نقش هاي سمبليك ).
زير شاخه ها : شوهر  عمه: يك مرد   پولدار كه   سيبيل قيطاني دارد و چندش آور است . پسرعمه/دخترعمه: همبازي دوران كودكي   كه در بزرگسالي حالتان را به هم مي زنند .
مشاغل كاذب : Match-Making
چهره هاي معروف :  عمه ليلا .
ترجيع بند : دختر كه رسيد به بيست، بايد به حالش گريست. (شما رو نمي دونم ولي من اينو از عمه ام مي شنوم نه از خاله ام !)
داشتن يك عمه كه در توصيفات فوق صدق نكند جزو خوش شانسي هاي زندگي است .
 
بقیه خانواده در ادامه مطلب...

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/03/17ساعت 16:17  توسط | 

نه! اشتباه نکنید این فرد نه یک سیاستمدار بود و نه سازمان بین‌المللی. برای اینکه این پست را شروع کنم باید داستان را از اول مرور کنیم و به تاریخ اول سپتامبر سال 1983 برگردیم:


اول سپتامبر سال 1983 بود و جنگ سرد بین ابرقدرت‌های جهان -شوروی و آمریکا- با شدت تمام دنبال می‌شد. یک هواپیمای خطوط هوایی کره از فرودگاه جان اف ‌کندی نیویورک به مقصد سئول کره جنوبی حرکت می‌کرد.
در نیمه راه ، هواپیمای مسافری به اشتباه وارد حریم هوایی شوروی شد. جت‌های روسی به این هواپیما نزدیک شدند. خلبانان جت‌های روسی نمی‌دانستند که هواپیما حاوی مسافرهای عادی است ، آنها به هواپیما اخطار کردند که اگر خودش را معرفی نکند ، به آن شلیک خواهند کرد ولی در نهایت پاسخی دریافت نکردند.
گفته می‌شود در واقع پرسنل پرواز هواپیما اخطار جنگنده‌های روسی را دریافت نکرده بودند ، البته تا به امروز تئوری‌های زیادی در این مورد وجود دارد. یک ساعت گذشت و جت‌ها همچنان ، هواپیما را همراهی می‌کردند تا اینکه از مقامات روسی دستور رسید که هواپیما نابود شود. این کار انجام شد و در نتیجه 269 مسافر کشته شدند.
بعد از اینکه همه متوجه فاجعه شدند ، مقامات روسی سعی کردند عمل خود را توجیه کنند ولی رونالد ریگان رییس جمهور وقت آمریکا روس‌ها را بربر دانست و کار آنها را ?جنایتی علیه بشر که نباید فراموش شود? تلقی کرد.
تنش بین ابرقدرت‌های به حداکثر خود رسیده بود و نظامیان هر دو جبهه در حالت آماده‌باش نظامی قرار گرفته بودند.


در یک شب سرد در 26 سپتامبر سال 1983 ، استانیسلاو یوگرافوویچ پتروف - یک سرهنگ دوم نیروهای موشکی استراتژیک- سر کارش بود او به جای همکارش که به علتی نتوانسته بود در محل کار ظاهر شود ، پست می‌داد و آسمان شوروی را پایش می‌کرد.
کمی از نیمه‌شب گذشته بود که پتروف هشداری از یک کامپیوتر گرفت : یک موشک اتمی از سوی آمریکا شلیک شده و مقصدش مسکو است.
پروتکل نظامی از پیش تعریف‌شده روس‌ها در چنین شرایطی این بود که همه سلاح‌های اتمی برای انجام یک ضد حمله به صورت سریع و آنی فعال شوند و پس از آن به مقامات نظامی و سیاسی اطلاع داده شود.
صدای آلارم‌ها در پناهگاهی که پتروف در آن بود به گوش می‌رسید و نورهای قرمز به نشانه شناسایی موشک اتمی آمریکایی‌ها به وسیله ماهواره‌های روسی همه جا روشن بودند.
ولی پتروف حس می‌کرد هشدار کامپیوترها درست نباشد ، او فکر کرد که اگر آمریکا واقعا قصد حمله به شوروی را داشته باشد از همه موشک‌هایش استفاده می‌کند و با پرتاب صرفا یک موشک ، فرصت ضدحمله را به روس‌ها نمی‌دهد.
لحظاتی بعد استرس در پناهگاه بیشتر شدو همه افسرها در تشویش بودند چرا که کامپیوترها ، موشک‌های دوم ، سوم ، چهارم و پنجم را هم شناسایی کرده بودند.
پتروف دو راه پیش رو داشت : به غریزه‌اش اعتماد کند و همه اخطارهای کامپیوترها را ناشی از اشتباه آنها بداند و یا طبق پروتکل نظامی ، سیستم موشکی شوروی را فعال کند و آغازگر جنگی شود که بی‌شک موجب مرگ میلیون‌ها نفر می‌شود.
پتروف کار اول را انجام داد. با گذشت دقایقی معلوم شد که حق با پتروف بوده است. همه اینها ناشی از خطای کامپوتر و نقص در یک قطعه چند دلاری بود. پتروف حالا یک قهرمان بود ، او از جنگ اتمی پیشگیری کرده بود ، افسران دور و برش ، تصمیم شجاعانه او را ستودند.
ولی مقامات کرملین اینگونه فکر نمی‌کردند ، او به هر حال از پروتکل نظامی تخطی کرده بود ، اگر تصمیم او اشتباه از آب در می‌آمد ، جان میلیون‌ها نفر از شهروندان شوروی را به خطر می‌انداخت. بنابراین تصمیم گرفته شد که پتروف به بازنشستگی پیش از موعد برود ، با حقوقی حدود 200 دلار در ماه!
تا سال 1988 به خاطر حفظ اسرار نظامی کسی از تصمیم قهرمانانه پتروف آگاه نشد ، در این زمان یکی از افسران حاضر در آن پناهگاه کتابی در مورد واقعه نوشت و همه چیز را توضیح داد.
قرار است در سال 2008 مستندی با عنوان ?مردی که دنیا را نجات داد? ساخته شود.
هیچ کس نمی‌داند که اگر پتروف ،آن افسر 44 ساله‌ ،آن شب در آن پناهگاه نبود ، چه اتفاقی می‌افتاد و باز کسی نمی تواند حدس بزند اگر همکار آقای پتروف آن روز در شیفت خودش حاضر می‌شد چه تصمیمی می‌گرفت ولی مسلم است که پتروف بیشتر از هر شخص دیگری باعث نجات جان انسان‌ها شده است.


شاید اگر آن تصمیم پتروف نبود ، الان من و شما در پشت مانیتورهایمان در حال نوشتن وخواندن این پست نبودیم.

+ نوشته شده در  87/03/14ساعت 12:29  توسط | 
بچه هه ميره پيش خانم معلمش، ميگه: خانوم ميشه شما زن من بشيد؟معلمه ميگه: برو بشين سر جات، من الان حوصله بچه مچه ندارم. پسره ميگه: آره منم حوصله بچه ندارم... اشكال نداره، !!!جلوگيري ميكنيم thumbs up

انقدر مستم که بی قایق به دریا می روم یا به عشقم میرسم یا غرق دریا می شوم

عشق ۶ مرحله داره : ۱: دیدار ۲: قرار ۳: بذار ۴: فشار ۵: درآر ۶: فرار ... به امید دیدار!
big grin

تركه با يه نفر دعواش ميشه بهش ميگه گير عجب خري افتاديم.تركه ميگه خودت گير عجب خري افتادي

یه روز 2 تا خلافکار با هم ازدواج می کنن . بچشون میشه بسیجی . چرا ؟ چون منفی در منفی میشه مثبت
pirate*

غضنفر شب عروسی اش حرفی برای گفتن نداشته به زنش میگه : خانواده می دونن اینجایی

غضنفر دره يخچالش خراب مي شه واسش پرده مي زنه

تو را به جاي همه كساني که نمي‌شناختم دوست مي‌دارم تو را به جاي همه روزگاراني که نمي‌زيسته‌ام دوست مي‌دارم براي خاطر عطر گستره‌ي بيکران و براي خاطر عطر نان گرم براي خاطر برفي که آب مي‌شود، براي نخستين گل، براي خاطر جانوران پاکي که آدمي نمي‌رماندشان تو را به جاي همه كساني که دوست نمي‌دارم دوست مي‌دارم تو را براي دوست داشتن دوست مي‌دارم

بزار خيال كنم هنوز ترانه هامو ميشنوي هنوز هوامو داري و هنوز صدامو ميشنوي بزار خيال كنم هنوز يه لحظه از نيازتم اگه تموم قصمون, هنوز ترانه سازتم بزار خيال كنم هنوز پر از تب وتاب مني روزا بفكر ديدنم , شبا پر از خواب مني

فرق پير دختر با پير پسر:
- اولي موفق نشده ازدواج كنه ولي دومي موفق شده ازدواج نكنه
hee hee

انواع بوسه: 1.بوس صورت : دوست داشتن 2. بوس پيشاني : آرامش 3.بازو‌: شوخي كردن 4.لب : عاشق بودن 5. گردن : نياز داشتن

عشق يعني يك سلام و يك درود عشق يعني درد و محنت در درون ... عشق يعني خون لاله بر چمن عشق يعني شعله بر خرمن زدن عشق يعني آتشي افروخته عشق يعني با گلي گفتن سخن ...

يه شخصي از خيابون رد ميشده ، ميبينه يه بچه اصفهاني نشسته كنار خيابون گريه ميكنه. جلو ميره و ميگه چي شده عزيزم ، پسر بچه ميگه سكه ۲۵ توماني ام را گم كرده ام. مرد ميگه اينكه گريه نداره بيا اين۲۵ توماني مال تو! بچه باز هم به گريه كردن ادامه ميده < مرد ميپرسه ديگه چيه ؟ بچه ميگه اگه اون سكه را گم نكرده بودم الان ۵۰ تومن پول داشتم!

یه روز یه اصفهانی و یه تهرانی و یه قزوینی می میرند.آنقدر به خدا التماس می کنند تا اینکه خدا با برگشتن آنها به دنیا موافقت می کنه به شرطی که دیگه گناه نکنند وگرنه سنگ می شوند. خلاصه آنها به دنیا برمی گردند.همان اول کار تهرانیه یه دختره را میبینه و می افته دنبالش. همان دم سنگ میشه.بعد مدتی اصفهانیه یه ۵ تومانی روی زمین می بینه خم میشه که برداره قزوینیه می گه : خاک تو سرت . هم خودت رو بدبخت کردی هم منو

به یه نفر میگن که با مناجات جمله بساز میگه: مونا جاتو انداختم بیا بخواب

یه بچه تو قزوین گم میشه پلیس میگه از یابنده تقاضا می شود امشب که هیچی فردا بچه رو به ما بدهد که ما پس فردا بدیم به خانوادش
silly

تركه مي پرسند چرا پرنده ها زمستان از شمال به جنوب پرواز مي کنن ؟ ميگه : آخه من امتحان كردم..... پياده خيلي راهه

از ترکه می پرسند: می دونی چرا غواص ها به پشت می پرن تو آب؟ می گه: چون اگه به جلو بپرن می افتن تو قایق

آری آغاز دوست داشتن است گرچه پایان راه ناپیداست من به پایان دگر نیاندیشم که همین دوست داشتن زیباست

كاش می شد باردیگر سرنوشت از سر نوشت كاش می شد هر چه هست بر دفتر خوبی نوشت كاش می شد از قلمهایی كه بر عالم رواست با محبت, با وفا, با مهربانیها نوشت كاش می شد اشتباه هرگز نبودش در جهان داستان زندگانی بی غلط حتی نوشت كاش دلها از ازل مهمور حسرتها نبود كاین همه ای كاشها بر دفتر دلها نوشت زندگی مثل یه دیكته اس هی می نویسیم، هی غلط می نویسیم، هی پاك می كنیم دوباره هی می نویسیم، هی پاك می كنیم غافل از اینكه عزرائیل داد میزنه: برگه ها

اداره راهنمایی رانندگی قزوین جهت امنیت بیشتر سرنشینان جلو بستن کمربند ایمنی برای سرنشینان عقب الزامی است

سرگذشت يك پسر در دانشگاه قزوين ( ) سال اول ( . ) سال دوم ( o )سال سوم (O) سال چهارم خدا رحم كرد واسه فوق ليسانس ادامه نداد

کیسه کوچک چایی ، تمام عمر ، دلباخته لیوان شد ، ولی هر بار که حرف دلش را می زد ، صدایش در اب جوش می سوخت . کیسه کوچک چای با یک تیکه نخ رفت ته لیوان و حرف دلش را اهسته گفت . لیوان سرخ شد
sad

بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد مثل یک بیت ته قافیه ها خواهم مرد تو که رفتی همه ثانیه ها سایه شدند. سایه در سایه آن ثانیه ها خواهم مرد گم شدم در قدم دوری چشمان بهار بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد

دل شکستن چاره اش سنگ نيست اين دل ما با نگاهي سرد نيز ميشکند

مي‌گويند سه چيز زاده عشق نيست: جدايي، سفر، فراموشي، ولي آن زمان که تو مرا تنها گذاشتي و فراموشم کردي من لحظه لحظه عاشقت شدم

سه چیز در زندگی اموختم:از عشق رسوایی/از دوست بی وفایی/از شب تنهایی

اسم زیبای تو را خال زدم در بدنم تا که محفوظ بماند نام تو در کفنم

1
2
3
4
5
6
7
8
تا کی می خوای بشماری بیشتر از اینا می خوامت

اگه نيوتن قبل مرگش چشماي تو رو مي ديد معني حقيقي جاذبه رو مي فهميد
+ نوشته شده در  87/03/14ساعت 12:5  توسط | 

دولت برزيل يكي از معدود قبايل بومي ناشناخته باقي مانده در آمريكاي جنوبي را در مرز اين كشور با پرو كشف كرده و از آن عكس برداري كرده است.
اين تصاوير كه از يك هواپيما گرفته شده، اعضاي اين قبيله را نشان مي دهد كه خود را قرمز رنگ كرده اند و تير و كمان هايشان را به سمت هواپيما تكان مي دهند.
دولت برزيل مي گويد هدفش اين است كه از سرزمين اين قبيله محافظت كند.
استيون كوري مدير يكي از سازمان هاي بين المللي كه از قبيله نشينان در سراسر دنيا حمايت مي كند مي گويد اگر از سرزمين اين قبايل محافظت نشود، "به زودي منقرض خواهند شد".

ادامه مطلب در ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/03/14ساعت 11:58  توسط | 

چند عکس بروز

خواهر جان , سرشو بگير اون طرف , من هنوز براي شهادت آمادگي ندارم

( آخه يكي نيست بگه خواهر  اين ملاقه و كفگير نيست كه گرفتي طرف شوهرت , آر پي جيه )

 

پروژه بازسازی و توسعه مسجد صف

ادامه در ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/03/14ساعت 11:46  توسط | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
خواهشمند است پیشنهادات و انتقادات سازنده خویش را از طریق این آی دی Nice1_154 با من در میان بگذارید
در ضمن این وب لاگ هر 3 روز یک بار اپدیت می شود
منتظر ورود و نظرات شما هستم



کپی هر گونه از مطالب این سایت به خصوص مقالات الکترونیک فقط با ذکر منبع و با اطلاع به مدیر از طریق ای دی یا نظرات مجاز می باشد

نوشته های پیشین
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
آرشیو موضوعی
مطالب طنز (128)
گالاری عکس (102)
عاشقانه (121)
مطالب علمی (93)
دانلود اهنگ (75)
اس ام اس (174)
نرم افزار موبایل(3)
نرم افزار پی سی (2)
سخنان مدیریت
مقالات الكترونيك
نویسندگان

حامدکامرانی
پیوندها
وب سایت نایس 2 New New
کمیته مبارزه با سانسور اینترنت
سازمان سنجش آموزش كشور
سريال و كرك برنامه ها رايگان
فیلترشکن ضدفیلتر Proxy
وبلاگ محمد امين ياقوتي
توپ ترین اس ام اس ها
گالاری عکس دسکتاپ
هر چی بخوای هست
شمارنده برای سایت
سرزمین اس ام اس
جاوا اسکریپ
خرید اینترنتی
بوي گندم
ياهو ميل
سنجش
گوگل
بلگفا
فینال
گلايه
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM