گله ميكرد ز مجنون ليلي - كه شده رابطهمان ايميلي
حيف از آن رابطهي انساني - كه چنين شد كه خودت ميداني
عشق وقتي بشود داتكامي - حاصلش نيست به جز ناكامي
نازنين خورده مگر گرگ تو را - برده يا داتنت و داتارگ تو را
بهرت ايميل زدم پيشترك - جاي سابجكت نوشتم: به درك
به درك گر دل من غمگين است - به درك گر غم سنگين است
به درك رابطه گر خورده ترك - قطع آن هم به جهنم به درك
آنقدر دلخورم از اين ايميلم - كه به اين رابطه هم بيميلم
مرگ ليلي نت و مت را ول كن - همه را جاي OK كنسل كن
OFF كن كامپيوتر را جانم - يار من باشد و ببين من ON ام
اگرت حرفي و پيغامي هست - روي كاغذ بنويس با دست
نامه يك حالت ديگر دارد - خط تو لطف مكرر دارد
خسته از Font و ز Format شدهام - دلخور از گردالي @ (ات) شدهام
كرد ريپلاي به ليلي مجنون - كه دلم هست از اين سابجكت خون
باشه فردا تلفن خواهم كرد - هر چه گفتي كه بكن خواهم كرد
زودتر پيش تو خواهم آمد - هي مرتب به تو سر خواهم زد
راست گفتي تو عزيزم ليلي - ديگر از من نرسد ايميلي
نامهاي پست نمودم بهرت - به اميدي كه سرآيد قهرت...
ادامه مطلب
درود به همه دوستان خوبم
حتما خیلی از شماها تا به حال بیننده یا شنونده برنامه های ورزشی بودید و حتما خیلی هاتون هم با سوتی های عجیب گزارشگرها مواجه شدید ... خیلی وقتها این سوتی ها باعث خنده من و شما شده و بعضی وقتها هم آقایون گزارشگر بدجوری روی اعصاب آدم رژه میرن !!! به قول یکی از دوستام : برای اینکه زیباترین مسابقه فوتبال رو به یک مسابقه کسل کننده و اعصاب خورد کن تبدیل کنی کافیه گزارشش رو بسپاری به سلاطین سوتی : شفیع، بهروان یا خیابانی !!! البته من شخصا تمشک طلایی رو به آقای علیفر میدم که نمیدونم چرا با این همه اطلاعات فنی ؛ سرمربی رئال مادرید و منچستر یونایتد نمیشه !!! (لابد چون در فوتبال چیزی قابل پیش بینی نیست!!!) با این مقدمه با هم چند تا از این سوتی ها رو که از بین هزاران سوتی گلچین شدند میخونیم :------------ --------- --------- --------- --
آخرين باري که نوانکو کانو پيراهن ارسنال را پوشيد کي بود؟! آنچه مسلم است اينکه هواداران توپچي های آرسنال خاطره حضور مهاجم نيجريه اي در لندن را از ياد برده اند ... پيمان يوسفي در بازي ارسنال و واتفورد 40 دقيقه آدبايور را کانو خطاب کرد و وقتي او را در جريان تماس هاي تلفني مردم قرار دادند گفت : واقعا عذر ميخوام اسم اين اقا ادبايور است کانو ديگر در ارسنال بازي نميکند !!!------------ --------- --------- --------- --
در جريان بازي سپاهان و ذوب اهن در جام حذفي از يکي از داوران قديمي کشور به نام عرب براقي تقدير شد . پس از سوت پايان بازي عباس بهروان دوان دوان خودش را به او رساند و گفت : بينندگان عزيز در خدمت زنده ياد عرب براقي هستيم
!!!------------ --------- --------- --------- --
دقايق پاياني بازي برزيل و هلند در مرحله نهايي جام جهاني 98بود داور به نشانه خطا سوت زد و بهرام شفيع گفت: و اين هم سوت پايان بازي!!! برزيلي ها ضربه خطا را زدند و گزارشگر به اميد اينکه داور خيلي زود خاتمه بازي را اعلام کند سکوت کرد !
يک دقيقه هم گذشت اما داور سوت نزد و شفيع هم بدون انکه خم به ابرو بياورد سکوت را شکست و گفت :حالا رونالدو صاحب توپ ميشه !!!------------ --------- --------- --------- --
در جام جهاني 1990 تيم ملي ايتاليا گلزني به نام سالواتوره اسکيلاچي رو کرد . در جريان برگزاري مسابقات هرکدام از گزارشگران به شيوه متفاوتي نام او را تلفظ ميکردند. در يکي از بازيهاي وقتي او دروازه حريف را باز کرد بهرام شفيع گفت : حالا اسکيلاچي،اسکلاچي،اشيلاچي،شيلاچي يا هر اسم ديگه اي داره که من نميدونم! به هر حال گل خودش را زد ...------------ --------- --------- --------- --
در يکي از بازيهاي تيم مراکش در جام جهاني 98 نام بازيکن اين تيم به همراه پرچم قرمز رنگ مراکش روي صفحه تلويزيون درج شد. بهرام شفيع با هيجان فرياد زد : بله،نفهميديم چي شد اما در هر صورت داور بازيکن مراکش را اخراج کرد و حالا اين تيم بايد ده نفره به بازي ادامه بده!!!------------ --------- --------- --------- --
در روزهايي که دانمارک تا مراحل پاياني جام ملت هاي 1992 پيش رفته بود و علاقمندان فوتبال نام بازيکنان نه چندان مطرح اين تيم را از هم ميپرسيدند ، بهرام شفيع يکي ديگر از شاهکارهايش را رو کرد : مربي دانمارک دست به تعويض زد و کارگردان تلويزيوني نام بازيکن تازه وارد و بازيکن تعويضي را به همراه عبارت DENMARK روي انتن فرستاد ... شفيع اسم بازيکني که به سمت نيمکت ذخيره ها حرکت ميکرد را درست تلفظ کرد اما: و به جاي او دن مارک وارد زمين ميشه!!!------------ --------- --------- --------- --
در جريان يکي از بازيهاي پرسپوليس در فصول گذشته که پس از افطار برگزار ميشد مجيد خدايي کشتي گير ملي پوش ايراني در ميان تماشاگران حاضر شده بود وقتي تلويزيون چهره او را به تصوير کشيد عادل فردوسي پور گفت : اين هم مجيد خدايي کشتي گير تيم ملي فوتبال ايران !!!------------ --------- --------- --------- --
عباس بهروان در حين گزارش استقلال و سپاهان در تورنمنت نقش جهان اصفهان : همان طوري که مشاهده ميکنيد شرايط جوي اصلا مناسب نيست. وزش باران و بارش باد امکان برگزاري يک بازي زيبا را از بين برده!!!------------ --------- --------- --------- --
بازي نيمه نهايي جام جهاني 94بين برزيل و سوئد برگزار ميشد و باز هم عباس بهروان پشت ميز گزارش نشسته بود. دقيقه 9 ضربه مازينهو به تور کناري دروازه اصابت کرد و به اوت رفت : توي دروازه ...توي دروازه..اين گل ميتونه نويد يک بازي پر گل و زيبا رو باشه برزيل 1 سوئد 0 !!! البته پانزده دقيقه بعد جهانگير کوثري که به عنوان کارشناس در استوديو حضور داشت گفت: البته مثل اينکه ان توپ گل نشده بود .ضمن عذر خواهي از بينندگان عزيز بازي کماکان 0_0 دنبال ميشه!------------ --------- --------- --------- --
اسکندر کوتي در حال گزارش بازي غير زنده تيم ملي اتريش و يک تيم ديگر بود. بالاي صفحه تلويزيون در محل مربوط به درج نام تيم ها و نتيجه بازي نام لاتين اتريش Austria درج شده بود و جناب گزارشگر اين تيم را استراليا خطاب ميکرد!!! کار به جايي رسيد که پس از پايان پخش اين بازي ضبط شده مجري شبکه سه با اشاره به تماس هاي پر تعداد مردمي ضمن عذر خواهي ،اشتباه گزارشگر را تصحيح کرد.------------ --------- --------- --------- --
چلسي گل زد و جواد خياباني در لا به لاي فريادهايش گفت : بدون شک الان مردم شهر چلسي خيلي خوشحال هستند!!! او بعدها اين واقعيت را که در کل بريتانيا شهري تحت عنوان چلسي وجود ندارد پذيرفت. اما به عنوان اخرين دفاعيه اش مدعي شد : چلسي نام محله اي در لندن و منظور گزارشگر هم اشاره به ان محله بوده است!!! مثل اين مي ماند که گزارشگر بعد از گل استقلال بگويد : الان اهالي ميدان استقلال سر از پا نمي شناسند!!!------------ --------- --------- --------- --
کريم باقري بازيکن ارمينا بيله فلد پشت يک ضربه ايستگاهي از فاصله 30-40 متري ايستاد و مزدک ميرزايي که دو مانيتور را پيش روي خود داشت براي نواخته شدن ضربه لحظه شماري ميکرد ... يکي از مانيتور ها مربوط به پخش مستقيم و بدون تاخير بود و ديگري با حدود 15-10 ثانيه تاخير تصاوير مربوط به شبکه سه را روي انتن مي فرستاد! کريم در مانيتور شماره يک ضربه را زد و مزدک ميرزايي با هيجان بسيار زياد شوت او را استثنايي لقب داد ! اما تماشاگر تلويزيوني هنوز باقري را در حالي که دست به کمر زده بود و ديوار دفاعي حريف را بر انداز ميکرد ميديد!!! عکس العمل مزدک خيلي جالب بود: البته اين ضربه لحظاتي بعد زده شد!!!------------ --------- --------- --------- --
قبل از اينکه محمد دادکان رييس فدراسين فوتبال شود در يکي از برنامه هاي کارشناسي سيما شرکت کرد ... عباس بهروان گفت: شما خيلي ساکت نشستين اقاي کان داد !!! ببخشيد اقاي دادکان!!!------------ --------- --------- --------- --
اين يکي فوتبالي نيست اما خيلي قشنگه : يدالله اعتصامي در جريان گزارش مستقيم يکي از جدال هاي داخلي در حالي که از نمايش پسر يکي از کشتي گيران قديمي به وجد امده بود تصميم گرفت احساسش را در قالب يک بيت شعر بيان کند :پسر کو ندارد نشان از پدر ...نشايد که نامش نهند آدمي!!!
البته بسياري از کارشناسان ادبيات معتقدند قديم ها مصراع دوم اين بيت : "تو بيگانه خوانش نخوانش پسر " بوده !!!
------------ --------- --------- --------- --
بازي پرسپوليس و تراکتور سازي بود.تابلوي تعويض بالا رفت و غلام حسين دين محمدي قصد داشت براي تراکتور وارد زمين شود ... اما ناگهان جواد خياباني تمام تماشاگران تلويزيوني را در جاي خود ميخکوب کرد : حالا غلامحسين دين محمدي برادر بزرگتر رسول خطيبي وارد زمين ميشه !!! او بعد ها مدعي شد نسبت خانوادگي حسين و رسول خطيبي و سيروس و غلامحسين دين محمدي را قاطي کرده!------------ --------- --------- --------- --
تمام دنيا مهاجم يوگسلاو تيم ايندهوون را ماتيو کژمان صدا ميزنند اما از انجايي که جنگ فوتبال اروپا قوانين خاص خودش را دارد و املاي لاتين او Kazmen بود اسکندر کوتي در عرض يک دقيقه هشت بار گفت : ماتيو کازمن! آن روزها جواد کاظميان بازیکن پرسپولیس هنوز معروف نشده بود وگرنه لابد بعدا آقای اسکندر کوتي به سبک ماست مالی های جواد خیابانی مدعی میشد که اين دو بازيکن را با هم اشتباه گرفته!!! ------------ --------- --------- --------- -- و دفتر داستان هاي شيرين سوتي هاي گزارشگران را با خاطره اي ازگزارش غلامعلي پير ايراني در زمان برگزاري مسابقات دسته فوق سنگين وزنه برداري بازي هاي اسيايي دوحه مي بنديم: حالا،حسين رضا زاده وزنه 205 کيلو متري را بالاي سر مي برد !!!ادامه مطلب
توی اسپانيا مرد اولي توي دوئل ، مرد دومي رو از پاي در مياره و با زن محبوبش به آمريکاي جنوبي فرار مي کنن!
توی انگلستان دو تا عاشق با کمال خونسردي حل قضيه رو به يه شرط بندي توي مسابقه ء اسب سواري موکول مي کنن! اسب هر کدوم برنده شد ، معشوق مال اون ميشه!
توی فرانسه خيلي کم کار به جاهاي باريک مي کشه! دو تا مرد با همديگه توافق مي کنن که خانم مدتي مال اولي و مدتي مال دومي باشه!
توی قفقاز جوان اولي دختر محبوب رو بر مي داره و فرار مي کنه! دومي هم دختر رو از چنگ اولي مي دزده و پا به فرار مي ذاره! باز اولي همين کار رو مي کنه و اين ماجرا دائما« تکرار ميشه!
توی استراليا دو تا مرد بر سر ازدواج با معشوق مشترک سالها مشاجره مي کنن! اين مشاجره اونقدر طول مي کشه تا يکي از طرفين پير بشه و بميره ، يا از يه مرضي بميره! اونوقت اونکه زنده مونده با خيال راحت به مقصودش مي رسه!
توی نروژ معشوقه ء دو مرد براي اينکه به جدال و دعواي اونها خاتمه بده خودشو از بالاي ساختمون مرتفعي ميندازه پايين و غائله ختم ميشه!
توی آفريقا قضيه خيلي ساده ست و جاي اختلاف نيست! دو تا مرد ، زني رو که مي خوان عقد مي کنن و علاده بر اون ، بيست تا زن ديگه هم مي گيرن!
توی مکزیک کار به زد و خورد خونيني مي کشه و يکي از طرفين کشته ميشه! ولي بعدش اونکه رقيبش رو کشته از دختر مورد نظر دلسرد ميشه و دخترک بي شوهر مي مونه!
توي آمريکا حل قضيه بستگي به زن داره و هر کس رو انتخاب کرد با اون ازدواج مي کنه!
توي ايران فقط پول موضوع رو حل مي کنه! پدر و مادر دختر مي شينن با همديگه مشورت مي کنن و خواستگاري که پولدار تر و گردن کلفت تره رو انتخاب مي کنن! عاشق شکست خورده اگه توي عشقش جدي باشه يا بايد خودشو بکشه يا رقيب رو از ميدون به در کنه يا افسردگي مي گيره و ...
اگه لباسهاي معمولي بپوشيم، ميگن تواصلا' سليقه نداري
اگه زياد بگيم دوستت دارم، ميگن باز چه نقشه اي تو سرته
اگه نگيم دوستت دارم، ميگن پاي كسه ديگه اي وسطه
اگه زياد بهشون زنگ بزنيم، ميگن به من اعتماد نداري
اگه زنگ نزنيم، ميگن انگار سرت خيلي شلوغه
اگه تو خونه زياد بخنديم، ميگن ديونه شدي
اگه كم بخنديم، ميگن بخت النحس
اگه شام بخواهيم، ميگن فقط فكر شكمشه
اگه شام نخواهيم، ميگن ذليل مرده شام با كي كوفت كردي!
ادامه مطلب
اكثر اين تله هاي به شكل سوالاتي معصومانه پرسيده مي شود. معصومانه؟؟ فكرش را بكن! در واقع اين سوالات به اين دليل طراحي شده اند تا مردها را درمانده كرده و به افسوس خوردن بيندازد، چون مجازات شكست و درماندگي، بيرحمي است. اين تله ها، مثل بازيهايي كودكانه به نظر مي رسد كه زن ها، مردها را مجبور به شركت در آن مي كنند. هيچ راهي براي فرار شما از شر اين تله ها وجود ندارد، و تنها راهي كه پيش روي شماست اين است كه بتوانيد از اين تله ها جان سالم به در ببريد. اين به آن معني است كه ياد بگيريد چطور از كنار حقيقت رد بشويد (يعني دروغ بگوييد!)، چون وقتي زني اين سوالها را از شما مي پرسد، مسلماً به دنبال يك جواب صادقانه نيست. او خودش مي خواهد كه به او دروغ بگوئيد?و وقتي شما اين كار را مي كنيد، قادر خواهيد بود كه موقتاً او را ساكت كنيد و كمي هم احترام و ارزش براي خودتان بخريد.
ادامه در ...
ادامه مطلب

نکته ی ضروری: از همه دوستانی که با خوندن اینگونه مطالب هیجانی! و جذاب!ضربان قلبشون میره بالا و یه جوراییشون میشه!عاجزانه خواهشمندیم این مطلب رو نخونن....حالا یه دور بخونید اگه بدتون اومد دیگه دور دومش رو بیخیال شید.اوکی؟اوکی....
با سلام اینجانب ، دکتر پاستور پاکزاده ، متخصص پوست و گوشت و مو ، از دانشگاه کومبوروج کنیا ، در خدمت شما هستم تا باری دیگر مشاوری باشم در جهت زیبایی پوست شما ! از آنجایی که همه ی شما بارها با جوشهای متفاوتی در اَقصی نقاط بدن خود مواجه شده اید که بعضی از آنها مانندِ جوشِ نوک دماغ ، جوش وسط اَبرو ، جوش ]...[! ! که بعضا به صورت جوش روی جوش یا به اصطلاح علمی ، جوش دو طبقه می باشند و به صورت ضد حال عمل میکنند و باعث اختلال در زندگی روزمره شما و یا حتی جزوه گرفتن در دانشگاه میشود ، این جلسه رو به آموزش برطرف کردن این جوشها اختصاص میدهیم . ابتدا قبل از اینکه جوشی در بدن شما بزند ، باید دو ناخن اشاره خود را همانطور که در تصویر میبینید بلند کرده ، تا در مواقع لزوم به جون اون جوش وامونده بیافتید و هلاکش کنید.
بعضی مواقع ها این رنگ ها با هم مخلوط میشود و رنگ" شیریه زردخونی ! " را بوجود می آورند که در نوع خود بینظیر است ! البته بهتر است عمل ترکانیدن جوش را مقابل آینه انجام دهید تا این موادِ رنگی ، روی آینه پاشیده شود و بهتر بتوانید از صحت ترکانیده شدن جوشتان اطلاع پیدا کنید!
فقط بعد از ترکیده شدن جوش و خروج مواد از توی جوشتون ، کمی خون سرازیر میشه که شما یک دستمال تمیز میزارید روش تا مث بچه ی آدم خونش بند بیاد . به همین راحتی بعد از نیم ساعت ، جوشتون از بین میره و میتونید در اجتماع و سر کلاس! به مانند گذشته به امرار معاش ! بپردازید. خب من برم که یکی از مریضام اومده میگه بیام جوششو بترکونم. اَه . ایش . حالم بد شد . هُق !
راستی یک نکته علمی اینکه مواد داخل جوش سرشار از ویتامین و پروتئینه
جشنواره بزرگ ازدواج موقت دانشجويي و غير دانشجويي
اگر روزي به يادت گريه كردم ... بدان آن روز پيازي رنده كردم
ترکه خیلی حوشحال، اس ام اس هاشو باز می کنه می بینه جوک نیست...
قیافش می شه مثل الان تو!
(SMS های ایرانسلی):
ایرانسل داران عزیز! به لحظات ملکوتی 11 شب تا 7 صبح نزدیک می شویم. التماس دعا.
عید غدیر، 22بهمن، چهارشنبه سوری، نوروز 87 و هر مناسبتی هست مبارک.
ستاد پیش بینی اتمام طرح قرمز ایرانسل!
يه روز يه ترکه ميخواسته تو جمع فارسها جوک بگه.تا شروع ميکنه و ميگه يه فارسه... همه ميگن:ا... ا... ا... ا...ترکه ميگه:خيلي خوب يه روز يه تهرونيه...باز همه ميگن:ا... ا... ا... ا... ترکه ميگه:باشه بابا... يه روز يه ترکه...همه ميگن:خب خب؟ ميگه:يه روز يه ترکه ميافته تو چاه توالت درش ميارن ميبينن فارسه!
ادامه مطلب در ...
ادامه مطلب
با اینکه بابایم می گوید دهانم هنوز بوی پفک می دهد ولی من تو را عاشق می باشم،
ای دختر همساده! هر بار که با موهای دمب موشی ات به حیاط می ایی تا لی لی بازی کنی و هی دماغت را بالا می کشی از بس هوا سرد می باشد، دل کوچک من خیلی غنج می رود.
ان روز که در استپ هوایی توپ را بالا انداختی که ''کودک فهیم'' و من سوزیدم، فهمیدم که در گلویت گیر کرده می باشم و اصلا فکر نمی کنم که تو از ممد فرنگیز خانوم اینا با ان کت شلوار مسخره اش خوشت می اید.
ادامه مطلبم رو بخونید
ادامه مطلب

ركسانا از اول هم بيشتر از من شانس داشت. با اينكه 36 كيلو اضافه وزن داشت و همچين قيافه اي هم نداشت و حتي ديپلم هم نداشت زودتر از من شوهر كرد. آن هم با يك مهندس جوان خوش تيپ 23 ساله كه كلي هم خر پول بود. ولي من بيچاره كه هم خوشگل بودم و هم خوش هيكل و تازه هم فوق ليسانس داشتم، پنج سال بعد از آن مجبور شدم از آنجايي كه نكند بتُرشم با يك بقال كچل خپل 38 ساله ازدواج كنم. من با غم و غصه هر روز پيرتر شدم و او با ليپوساكشن و عمل زيبايي و كلي آرايش و از اين جور حرف ها هر روز جوانتر. به خاطر همين هم شد كه شوهرم را با 13 ضربه چاقو كشتم.
نتايج اخلاقي داستان:
1- ثروت بهتر از علم است.
2- خوشگلي و خوش هيكلي ملاك ازدواج نيست. عشق و تفاهم مهم است.
3- از اينكه هيكل و قيافه بدي داريد ناراحت نباشيد. پس دكترها چه كاره اند؟
4- مدرك را بگذاريد دم كوزه آبش را بخورد.
5- اگر با زنتان تفاهم نداريد حتما در كلاس هاي دفاع شخصي ثبت نام كنيد.
6- اگر يك مهندس جوان خوش تيپ 23 ساله خر پول هستيد، سر جدتان يك دختر خوشگل و خوش هيكل فوق ليسانس را بگيريد. لطفا رومانتيك بازي در نياوريد. جان انسان ها در ميان است.
7- اميد بزرگترين موهبت الهي است در نتيجه حتما يك پسر مغز خر خورده اي پيدا مي شود كه خودتان را به او بياندازيد.
8- با آنكه كچلي يك بيماري بدخيم و مهلك نيست ولي با اين حال مي تواند عامل مرگ باشد.
9- سواد بالا هيچ تاثيري بر روي قوه چشم و هم چشمي آدمي نمي گذارد.
10- در آخر هم اينكه براي كشتن شوهرتان هيچ دليلي لازم نيست. مردها همه شان سر و ته يك كرباس اند. اگر نكُشيد ممكن است فردا برود و يك زن ديگر هم بگيرد
شطحيات: و آن کارگردان ، سه گونه فيلم بساختي:
يکي را هم کارگردان دانستي پايانش را و هم تماشاچي.
يکي را فقط کارگردان دانستي و نه تماشاچي.
يکي را نه کارگردان دانستي و نه تماشاچي.
- و آن سومين فيلم ، منم !علي رغم اظهارات جناب آقاي �سيروس مقدم�، کارگردان محترم سريال (ايسنا) در مصاحبه با �اغماء� (ببخشيد� برعکس بايد مي نوشتم!) مبني بر عدم اطلاع تمام عوامل دست اندرکار ساخت اين مجموعه تلويزيوني از پايان داستان ؛ خوشبختانه نگارنده از آنجا که سوئنظر کرده است و با عوام فرق دارد، از طريق �سيمکارت الياس� (يا �الياس کارت� معروف) که هميشه و در هر لحظه مي تواند مشترک مورد نظر را در دسترس قرار دهد، توانست با يکي از عوامل وابسته به �الياس� تماس برقرار کند و از چند و چون پايان اين سريال ديدني باخبر شود.
پايان سريال اغماء: با اطلاع يکي از اهالي محل که چشم بصيرت دارد (از همان چشم هايي که در سريال سال قبل بود) در يک عمليات غافلگيرانه ، �الياس� به همراه جمعي ديگر از اراذل و اوباش محله دستگير و روانه زندان مي شوند. موبايل وي نيز به نفع شرکت مخابرات براي کمک به بهبود سيستم مکالمات تلفني ، ضبط و مصادره مي گردد. �دکتر جودت� به خاطر اين که خانم �خانم دکتر برديا� به او گفته است: �بي شعور� و او را شناخته است از ازدواج با وي منصرف شده و به باغ عمه اش پناه مي برد و کمي سرخورده مي شود.
در همين هنگام الياس به شيوه اي خاص از دست ماموران فرار کرده و به باغ عمه دکتر جودت مي رود و در قالب يکي از دوستان وي ، زنگ در باغشان را در يک روز باراني پاييزي به صدا درمي آورد و يک مجموعه تلويزيوني ديگر براي رمضان سال ديگر در ذهن سيروس مقدم کليد مي خورد. �دکتر پژوهان� نيز به خود مي آيد و با وساطت �حاج يونس� با دکتر برديا ازدواج نمي کند و خواستگار �هستي� مي شود که در همين هنگام ، جرقه ساخت يک مجموعه ديگر در ذهن کارگردان سريال �ميوه ممنوعه � براي سال بعد زده مي شود.
پيام اخلاقي سريال:
اي بسا ابليس آدم رو که هست
پس به هر دستي نبايد داد دست
والا ما همه جور خبرنگار دیده بودم اینجوریشو
دیگه ندیدیم فکر کنم این فیگور جدید عکس گرفتن
(شانس اوردن قزوین نبوده)
ادامه مطلب
سریع ترین دوربین عکاسی دنیا ساخته شد..... این دوربین میتواند از خانمها در لحظه ای که دهانشان بسته است عکس بگیرد
۲- اگر طاووس براي ناز كردن و روباه براي فريب دادن وتمساح براي اشك ريختن وكلاغ براي قارقار كردن داشته باشي ديگر نيازي به زن گرفتن نداري
۳- جهنم زماني است که شما داراي: اتومبيل آمريکايي، زن بريتانيايي، خانه چيني، غذاي آلماني و حقوق ايراني باشيد. بهشت زماني است که شما داراي: حقوق آمريکايي، خانه بريتانيايي، غذاي چيني، اتومبيل آلماني، و زن ايراني باشي
۴- دخترا در 18 سالگي مثل توپ فوتبالن 22نفر دنبالشونن /28سالگي مثل توپ هندبالن 10نفر دنبالشونن/ 38سالگي مثل توپ گلفن 1نفر دنبالشونن /48 سالگي مثل توپ پينگ پنگن دونفر مي خوان از خودشون دورش کنن/ در 58سالگي مثل توپ جنگي هستن همه ازشون فرار مي کنن
۵- دليل محكم براي اينكه به مرد بودن خود افتخار كنيد! 1- هميشه از نام خانوادگی شما استفاده می شود 2- مدت زمان مكالمهي تلفني شما حداكثر30 ثانيه است 3- براي يك مسافرت يك هفته اي تنها يك ساك كوچك دستي نياز داريد. 4- در تمام شيشه هاي مربا و ترشي را خودتان باز ميكنيد. 5- دوستان شما توجهي به كاهش يا افزايش وزن شما ندارند. 6- جنسيت شما در موقع مصاحبهي استخدام مطرح نيست. 7- لازم نيست كيفي پر از لوازم بي استفاده را همه جا به دنبالتان بكشيد. 8- ظرف تنها ۱۰ دقیقه حمام شما تمام می شود

من اصلا تو نخشون نیستما ! خودشون هی شماره میدن (!!!)
... دیروز فکر میکنی کی رو دیدم ؟؟ 296 امین دوست دختری که تو زمین داشتم ! کلی براش مایه گذاشته بودم ... نامرد یه خواستگار پولدارتر داشت , به خاطر اون منو ول کرد !
دیروز دم در بهشت چند تا بسیجی بهش گیر داده بودن ... اول که بهش می گفتن آرایش ات رو پاک کن بعد برو تو ... بعدا گفتن تو دل یکی رو شکوندی, اینطوری نمیشه بری ..
به منم گفتن می تونی به ازای بخشیدنش بعضی از کارای نیکش رو برداری یا گناهاتو بدی به اون گفتم نه تو مرام ما نیست .
... خلاصه داداش, مفتی بخشیدیمش اومد بهشت . از دیروزم کلی منتم رو می کشه ... ولی دیگه نمی تونم ..می فهمی که چی می گم ... نافرم حالمو گرفت
.... بد شانسی رو می بینی ؟؟!! صد بار به مادرم اینا گفته بودم بابا وقتی من مردم دو تا CD داریوش دارم اونا رو هم بذارین کنارم ... نذاشتن که
!!!!! واسه اینجور مواقع گفته بودم دیگه !!
... حالا مثل ماشینی که خودمون داشتیم که نیست ... ولی خوب بدم نیست (!!)
یه کامپیوترم بهم دادن خداست ! ... هر وقت مادرم اینا رو زمین , فاتحه ای , صلواتی , چیزی برام می فرستن , connect می شیم, یه webcam هم داریم خلاصه کلی حال می کنم دیگه ...
امروز ناهار چی خوردین ؟

اوضاع احوالت چطوره ؟
1-اگر داوطلبي در كنكور قبول نشد هيچ تقصيري نداردچرا كه سال فقط 365 روز است
در حالي كه:
1) سال 52 جمعه داريم و ميدانيد كه جمعه ها فقط
براي استراحت است
به اين ترتيب 313 روز باقي ميماند.
2) حداقل 50 روز مربوط به تعطيلات تابستاني
است كه به دليل گرماي هوا مطالعه ي دقيق
براي يك فرد نرمال مشكل است.
بنابراين 263 روز ديگر باقي ميماند.
3) در هر روز 8 ساعت خواب براي بدن لازم است
كه جمعا" 122 روز ميشود. بنابراين 141 روز باقي ميماند.
4) اما سلامتي جسم و روح روزانه
1 ساعت تفريح را ميطلبد كه جمعا" 15 روز ميشود.
پس 126 در روز باقي ميماند.
5) طبيعتا" 2 ساعت در روز براي خوردن
غذا لازم است كه در كل 30 روز ميشود.
پس 96 روز باقي ميماند.
6) 1 ساعت در روز براي گفتگو و تبادل
افكار به صورت تلفني لازم است.
چرا كه انسان موجودي اجتماعي است.
اين خود 15 روز است.
پس 81 روز باقي ميماند.
7) روزهاي امتحان 35 روز از سال را به خود
اختصاص ميدهند. پس 46 روز باقي ميماند.
8) تعطيلات نوروز و اعياد مختلف دست
كم 30 روز در سال هستند.
پس 16 روز باقي ميماند.
9) در سال شما 10 روز را به بازي ميگذرانيد.
پس 6 روز باقي ميماند.
10) در سال حداقل 3 روز به بيماري
طي ميشود و 3 روز ديگر باقي است.
11) سينما رفتن و ساير امور شخصي
هم 2 روز را در بر ميگيرند. پس 1 روز باقي ميماند.
12) 1 روز باقي مانده همان روز تولد شماست.
چگونه ميتوان در آن روز درس خواند؟!!
نتيجه ي اخلاقي: پس يك داوطلب نرمال نميتواند
اميدي براي قبولي در دانشگاه داشته باشد
نی نی که از خواب پا می شه جیش داره
زنبور که رو گل می شینه نیش داره
۶۶۶ سه تا شیش داره
چوپون که تو بیابونه میش داره
ماهواره رو پشته بوم دیش داره
حاجی که از مکه می یاد ریش داره
شطرنج که بازی می کنیم کیش داره
اینقدرم چت می کنیمآخر ماه فیش داره
بعداً فهمیدم که چشماش چپه و داشته پیکان ۵۷ رینگ اسپرت دو متر اونور تر رو نگاه میکرده!
یه آه از ته دل کشید.
بعداً فهمیدم که آه نبوده و آسم داره.
بهش یواشکی یه لبخند زدم، ولی اون قیافه جدی مردونش رو عوض نکرد. این خودداریش واسم خیلی جذاب بود.
بعداْ فهمیدم که خودداری نبوده، بلکه تاحالا تو کف اون پیکان ۵۷ بوده و تازه متوجه من شده بود!!
آروم و با عشوه اومدم جلوش، دیدم تند تند داره بهم چشمک میزنه. کارش به نظرم با مزه اومد.
بعداً فهمیدم که تیک داره و پلک زدنش دست خودش نیست.
اومد یه چیزی بگه ولی از بس هول شده بود، به تته پته افتاده بود.
بعداً فهمیدم این بشر خدادادی هول هست و لکنت زبون داره.
سرش رو از شرمش انداخت پایین و گفت س س س سلام.
بعداً فهمیدم از شدت شرمش نبوده و میخواسته من دندونهای زردش رو نبینم.
بعد از یک سری اسم و فامیل بازی، ازم پرسید آخرین کتابی که خوندی اسمش چیه!؟ گفتم: اَ...اَ...یادم نیست. گفت: چه جالب، نویسندش کیه!؟ از این تیکه بامزش خندم گرفت.
بعداً فهمیدم که تیکه نبوده و بیچاره چیزی به اسم IQ اصلاْ نداره.
بوی عطرش بدجوری مستم کرده بود.
بعداً فهمیدم بوی عطر نبوده، بلکه ...
بهم گفت بیا یه کم قدم بزنیم. این حرفش خیلی به نظرم رمانتیک بود.
بعداً فهمیدم شاش داشته و میخواسته به سمت توالت عمومی حرکت کنیم.
ازش پرسیدم دانشگاه میری؟ گفت آره، مدرسمون تو دانشگاهه! از این شوخ طبعیش خیلی خوشم اومده بود.
بعداً فهمیدم که اصلاً هم شوخ طبع نیست و منظورش مدرسه افراد استثنایی توی دانشگاه شهید بهشتی بوده!
بهش گفتم داره دیرم میشه. گفت اگه میشه شمارت رو بده که بهت زنگ بزنم، من هم دادم و اون هم شماره رو زد تو مبایلش. ولی هیچوقت زنگ نزد!
بعداً فهمیدم کادوی تولد 30 سالگیش یه موبایل اسباب بازی بوده که همه جا با خودش میبردتش!
۱. تا زبونشون باز ميشه عوض مامان بابا ميگن شوهر!! 2.حالشون از پسرا به هم ميخوره ولي نمي دونم چرا 666 تا دوست پسر دارن 3.اگه خونشون آتيش بگيره بين بابا و لوازم آرايش حتما لوازم آرايش و انتخاب مي کنن! 4.نون شب ندارن بخورن ولي پول عمل دماغشونو رديف ميکنن! 5.همه خوشکل و خوش هيکلن(خدايا منو بخاطر اين دروغم ببخش) ۶ . از 8 تا 20 سالگي شونصدتا دوست پسر داشتن که هيچ کدوم درکشون نميکردن.
میدونم قدیمیه ولی بد نیست ۱ بار دیگه بخونید
شش سال اوّل زندگی:
• گريه نکن
• شيطونی نکن
• دست تو دماغت نکن
• تو شلوارت پیپی نکن
• مامانت رو اذيّت نکن
• روی ديوار نقاشی نکن
• انگشتت رو تو پريز برق نکن
• دمپايی بابا رو پات نکن
• به خورشيد نگاه نکن
• شبها تو جات جيش نکن
• تو کمد مامان فضولی نکن
• با اون پسر بیتربيته بازی نکن
• اسباببازیها رو تو دهنت نکن
• زير دامن شمسی خانوم رو نگاه نکن
• دماغت رو تو لوله جاروبرقی نکن
۲- دوره ي دبستان:
• موقع رفتن به مدرسه دير نکن
• پات رو تو جاميزی نکن
• ورقهای دفترت رو پاره نکن
• مدادت رو تو دهنت نکن
• به دخترهای مدرسه بغلی نگاه نکن
• تخته پاککن رو خيس نکن
• حياط مدرسه رو کثيف نکن
• با دخترها شمسی خانوم ((دکتربازی)) نکن
• دست تو کيف بغل دستيت نکن
• تختهسياه رو خطخطی نکن
• گچ رو پرت نکن
• تو راهرو سرو صدا نکن
• تو کلاس پچپچ نکن
• ATARI بازی نکن
۳- دوره ي راهنمايی:
• ترقّه بازی نکن
• SEGA بازی نکن
• جاهای بدبد فيلمها رو نگاه نکن
• موقع برگشتن از مدرسه دير نکن
• تو کوچه فوتبال بازی نکن
• دست تو جيبت نکن
• با مامانت کلکل نکن
• تو کلاس صحبت نکن
• بعد از ظهر سروصدا نکن
• با دختر شمسی خانوم منچ بازی نکن
• اتاقت رو شلوغ نکن
• روی ميز بابات کتابهات رو ولو نکن
• عکس لختی تماشا نکن
• با بچّههای بیادب رفت و آمد نکن
• جرّ و بحث نکن
۴- دوره ي دبيرستان:
• با کامپيوتر بازی نکن
• تو حموم معطّل نکن
• تقلّب نکن
• با دوستات موتورسواری نکن
• عصرها دير نکن
• با دختر شمسی خانوم صحبت نکن
• با بابات دعوا نکن
• تو کلاس معلّمتون رو مسخره نکن
• تو خيابون دنبال دخترها نکن
• مردمآزاری نکن
• نصف شب سرو صدا نکن
• فيلم بد نگاه نکن
• وقتت رو با مجله تلف نکن
• چشمچرونی نکن
۵- دوره ي دانشگاه:
• رشتهای رو که دوست داری انتخاب نکن
• ۲۴ ساعته چت نکن
• سر کلاس درس غيبت نکن
• با دختر شمسیخانوم دل و قلوه ردّ و بدل نکن
• خيابونها رو متر نکن
• تو سياست دخالت نکن
• با دخترهای مردم هر کاری دلت خواست نکن
• شب برای شام دير نکن
• با مأمور پليس کلکل نکن
• چراغ قرمز رو عشقی رد نکن
• موبايلت رو Reject نکن
• استادت رو اُسگل نکن
• حذف پزشکی نکن
• آستين کوتاه تنت نکن
• همه رو دودره نکن
۶- دوره ي سربازی:
• موهات رو بلند نکن
• روت رو زياد نکن
• از اوامر سرپيچی نکن
• فرار نکن
• با اسلحه شوخی نکن
• غيبت نکن
• به آينده فکر نکن
• درگيری ايجاد نکن
• به فرمانده بیاحترامی نکن
• غير از خدمت به هيچ چيز ديگری فکر نکن
• با رئيس عقيدتی جرّ و بحث نکن
• اعتراض نکن
• با دختر شمسی خانوم نامهنگاری نکن
• از تلف شدن وقتت ناله نکن
• از آشپزخونه دزدی نکن
۷- دوره ي شوهر بودن:
• با زنت شوخی نکن
• زنت رو با دختر شمسی خانوم مقايسه نکن
• به زنت خيانت نکن
• با دوستانت الواتی نکن
• تو Orkut خودت رو Single معرفی نکن
• به زنهای ديگه نگاه نکن
• موبايلت رو قايم نکن
• از عکسهای قبل از ازدواجت نگهداری نکن
• پولت رو خرج دوستات نکن
• رفتار دوران مجرّدی رو تکرار نکن
• غير از زندگی مشترک به هيچ چيز فکر نکن
• ريسک نکن
• بدون اجازهء زنت هيچ کاری نکن
۸- دوره ي پدر بودن:
• بچّه رو تنبيه نکن
• به بچّه بیتوجّهی نکن
• بچّهت رو با بچّههای ديگه مقايسه نکن
• به بچّه توهين نکن
• بچّه رو از بازی منع نکن
• بچّهت رو به کتک زدن بچّهء دختر شمسی خانوم تشويق نکن
• با بچّه کلکل نکن
• بچّه رو محدود نکن
• بچّه رو از جنس مخالف دور نکن
• به مادر بچّه بیتوجّهی نکن
• بچّه رو به هيچ چيز مجبور نکن
• آزادی بچّه رو محدود نکن
• به حلالزاده بودن بچّه شک نکن
• از خواستهای بچّه چشمپوشی نکن
• جلوی بچّه با مادر بچّه ... نکن
۹- دوره ي پيری:
• برای بچّههات مزاحمت ايجاد نکن
• نوههات رو لوس نکن
• با پيرزنهای ديگه معاشرت نکن
• به خاطراتت فکر نکن
• پولت رو خرج نکن
• هوس جوونی نکن
• غير از آخرتت به هيچ چيز فکر نکن
• با زنت بیوفايی نکن
• از رفتن به خانهءسالمندان احساس نارضايتی نکن
• لباس شاد تنت نکن
• به بيوه شدن دختر شمسی خانوم توجّه نکن
• تو وصيتنامه، هيچکس رو فراموش نکن
• از گذشته ناله نکن
• به هر کی رسيدی، نصيحت نکن
• به آينده فکر نکن
۱۰- دوره ي پس از مرگ !
• حالا ديگه دورهء نکن تموم شد! حالا هر کاری دلت میخواد بکن...
• ...بکن
• ...بکن
• ...بکن
• ...بکن
• ...بکن
• ...بکن
• ...بکن
• ...بکن
• ...بکن
• ...بکن
• ...بکن
• ...بکن
• ...بکن
• ...ولی فقط با روح دختر شمسی خانوم کاری نکن
گفتم غم تو دارم ، گفت قبول ندارم
گفتا بخر تو نازم ، گفتم که پول ندارم
گفتم بيار آبي ، گفتا مگر چلاقي
گفتم سياه عشقم ، گفتا مگر کلاغي
گفتم بشوي رختم ، تا نو نوار گردم
گفتا بشو تو رخشم ، تا من سوار گردم
گفتم که من تو را چون ، خورشيد دوست دارم
گفتا مبند خالي من که دوست ندارم
گفتم دلم گرفته از جور اين زمونه
گفتا چه خوش خيالي ، بس کن برو ديوونه
گفتم دگر تمام است ، صبر و قرار بنده
گفتا تو اين زمونه ، صبر و قرار چنده
گفتم که عاشقم من ، در عشق تو فسردم
گفتا که عاقلم من ، در دام تو نيفتم
گفتم مگر نداري از عشق بهره اي تو
گفتا که عشق پول است ، پس جاي ديگري رو
گفتم به جان ليلي کشته است ما رو عشوت
مجنون کجا کشيده ، اندازه من عزلت
گفتا به جاي عزلت ، رو کسب مال مي کن
ور نه نخواهمت من ، حتي به قدر ناخن
پايان دهم کلامم ، با اين سخن که جانا
هرگز نبوده و نيست ، اينگونه عشق مانا
ای دیو سیاه مردم آزار ای درس بد بی خونه و کار
از نمره به سر یکی کله خود از درس ز میان یکی شکم بند!
تا دست بشر نرسه بهت بنهفته به جلد صفحه خروند*
چون گشت کلاس ز جور نمره سرد و سیه و خموش و آوند
بنواخت ز خشم بر یه درس مشت؟ آن مشت منم منم یک ادم
تودرس ترشیده ی زمانی از حرص قطرش پریده یک چند
تا قطر بدش باز بگردد نمره بر آن ضمیمه کردند!!!
مژده مژده
اژانس و تاکسی تلفنی نکبت
(با مجوز رسمی از موسسه ی نکبت)
با کادری شووت و خودرو های از رده خارج اماده ی گرفتن جون مشتریان
با مدیریت : نکبت زاده ( هم الکلی هم معتاد )
