تبليغاتX
برای تازه شدن دیر نیست
جالب ترین مطالب علمی،بروز ترین اهنگها ،اطلاعات عمومی ،مقالات الکترونیک ،جک و اس ام اس در وب لاگ نایس
1.    دل تنها عضوي است كه با نگاه لمس مي شود.

2.    دل تاري است كه وقتي بشكند بهتر مي نوازد.

3.    خدا را بخوان تا خدا تو را از خواندني ها قرار دهد.

4.    غرور از فرشته شيطان ، و تواضع از خاك ، انسان مي سازد.

5.    گرفتار گناه ، اسير هر دو عالم است.

6.    حقيقت رنگ كردن مردم عينكي شدن خود است.

7.    زني كه جواهر است از جواهرات براي خويش بت نمي سازد.

8.    چشم دروغگو بيشتر از معمول پلك مي زند.

9.    مطالعه يك كتاب تجربه يك زندگيست.

10.  لبخند طاق نصرتي بر دروازه دل است.

11.  كودكان خوبند اگر خلاف كردند بزرگترها را ادب كنيد.

12.  رابطه اي كه با هوس شروع شود، با تنفر خاتمه مي يابد.

13.  چاله شكست پر است از انسان هاي تندرو.

14.  دوست جديد دنياي جديد است.

15. همه از عشق دم مي زنند اما عاشقان در سكوت مي ميرند.

16.  هر كس در هنگام شكست ها نشكند پيروز است.

17.  همه انسان ها در شهر خيال خويش اسطوره هايي منحصر به فردند.

18.  زندگي ساختني است نه گذراندني.

19.  جهان بزرگتر از آن است كه با كار تو خراب شود با گناه خود را خراب نكن.

20.  غرور انهدام است مغرور نباش.

21.  اي انسان بمان براي ساختن و نساز براي ماندن.

22.  امروز فرصتي است براي جبران ديروز و ساختن فردا.

23.  ارزانترين و زيباترين آرايش صورت لبخند است.

24.  بقا از آن خداست باور نداريد از گذشتگان بپرسيد.

25.  كسي كه هدف هاي بزرگ دارد بزرگ مي ميرد.

26.  در ميدان عشق قاتل و مقتول محبوب يكديگرند.

+ نوشته شده در  86/12/18ساعت 12:24  توسط | 
 
شاگرد از استادش پرسید: عشق چیست؟
استاد در جواب گفت:به گندم زار برو و پر خوشه ترین شاخه را بیاور.
اما هنگام عبور از گندم زار به یاد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای
 بچینی.
شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت.
استاد پرسید: چه اوردی؟
و شاگرد با حسرت جواب داد: هیچ!
هر چه جلوتر میرفتم خوشه های پر پشت تری می دیدم و به امید پیدا کردن
پر پشت ترین تا انتهای گندم زار رفتم.
استاد گفت: عشق یعنی همین!

 

شاگرد پرسید: پس ازدواج چیست؟
استاد گفت: به جنگل برو و بلند ترین درخت را بیاور.
اما به خاطر داشته باش که باز هم نمی تونی به عقب برگردی!!
شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت.
استاد از او ماجرا را پرسید و شاگرد در جواب گفت:
به جنگل رفتم و اولین درخت بلندی را که دیدم انتخاب کردم.
به سبب انکه ترسیدم اگر جلو بروم باز هم دست خالی برگردم.
استاد گفت: ازدواج یعنی همین!
+ نوشته شده در  86/11/24ساعت 0:8  توسط | 
متاسفــانـه بـرخـي از مــردان بسياري از ارزشـهـاي والاي انساني را ناديده گرفته و وقـتـي زنـي را مـورد تـوجـه قـرار مي دهند، دو فكر نكوهيده و ناپسند زير به سرعت از ذهنشان خطور مينمايد:
1- او بدون لباس چگونه بنظر خواهد رسيد؟
2- روابط جنسي او چگونه خواهد بود؟
هنگامي كـه زنـان مـردي را مورد توجه قرار مي دهند، معمولا سه فكر از ذهنشان عبور ميكند:
1- آيا شاغل است؟
2- آيا شغل خوبي دارد؟
3- آيا او ميتواند شغل خوبي را تـا مـدتي كـافي حفظ كند تا هر دو بتوانيم از مـنفعت آن بهرمند شويم؟
شايد اين دليل آن باشد كه چرا مردان احـساس ميكنند پذيرفته شدن آنها توسط يك زن منوط به گذراندن يك تست مشكل در مورد وضعيت جسماني و ماليشان است....


 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  86/09/14ساعت 9:58  توسط | 
مي گن يه روز ليلي و مجنون با هم قرار مي زارن ليلي واسه مجنون پيغام فرستاد كه انگار خيلي دوست داري منو ببيني؟
اگر نيمه شب بياي بيرون شهر كنار فلان باغ منم ميام تا ببينمت مجنون كه شيفته دیدار ليلي
بود چندين ساعت قبل از موعد مقرر رفت و در محل قرار نشست
ولي مدتي كه گذشت  خوابش برد . نيمه شبليلي اومد و وقتي اونو تو خواب عميق ديد از كيسه اي كه به همراه داشت چند مشت گردو برداشت و ريخت توي جيبهاي مجنون و رفت
مجنون وقتي چشم باز كرد خورشيد طلوع كرده بود آهي كشيد و گفت اي دل غافل يار آمد و ما در خواب بوديم و افسرده
و پريشون برگشت به شهر .در راه يكي از دوستانش اونو ديد و پرسيد چرا اينقدر ناراحتي ؟ ووقتي جريان را
شنيد با خوشحالي گفت اين كه عاليه آخه نشونه اينكه ليلي به دو دليل تو رو خيلي دوست داره
دليل اول اينكه خواب بودي و بيدارت نكرده به طور حتم به خودش گفته اون عزيز دل من كه تو خواب نازه چرا بيدارش كنم و دليل دوم اينكه وقتي بيدار مي شي گرسنه بودي وليلي طاقت اين رو نداشته پس برات گردو گذاشته تا بشكني و بخوري  مجنون
سري تكان داد و گفت نه اون مي خواسته بگه تو عاشق نيستي اگه عاشق بودي كه خوابت نمي برد تو رو چه به  عاشقي
تو بهتري بري گردو بازي كني
+ نوشته شده در  86/08/11ساعت 10:24  توسط | 


اگه چشمات منو ازياد ببره
به خدا اين ديگه بغض آخره
با شكستنش منم رفتنيم
سهم من از تو همين چشم تره
بي ترانه موندم امشب فرصت خوندن ندارم
دم آخررسيده مهلت موندن ندارم
آهاي بارون منم امشب مي خوام با تو ببارم
 مي خوام امشب براش از اشك چشام كم نزارم
آهاي بارون نمي خوام اشك چشامو بشوري
مي خوام امشب بسوزم بشكنم آتيش بگيرم
مي خوام دور از نگاهش مثل يك كولي بميرم
نمي دوني نمي دوني تو بارون چي كشيدم
نمي دوني قيامت كردم اما آخرش اين جا رسيدم
آهاي بارون مي خوام اشكامو رو ابرا بزاري
مي خوام با جون ودل از غربت چشام بباري
كه شايد روتنش يك قطره از اشكام بباره
كه شايد عاشقش رو لحظه اي يادش بياره

+ نوشته شده در  86/06/13ساعت 18:58  توسط | 

اگه تا روز قیامت داشتنت نباشه قسمت

چشم به راه تو می مونم با دلی پر از صداقت

اگه با اشکای گرمم دل سنگ برام بسوزه

اگه جسم من بپوسه٬بعد دنیای دو روزه

اگه نقش قصه ها شی٬مه روی قله ها شی

بری و از من جدا شی٬اگه باشی یا نباشی

نه فقط عاشقت هستم٬مرحمی رو قلب خستم

این تویی که می پرستم٬سر سپرده ی تو هستم

.....................................(عشق من)

+ نوشته شده در  86/05/05ساعت 23:41  توسط | 

سلیقه قزوینی

بازيکن مورد علاقه :  اليور کان

هنر پيشه مورد علاقه : ليوناردو  دي کاپريو  ( بازيگر تايتانيک )

شهر مورد علاقه : کانزاسيتي

شغل مورد علاقه : کانديد شدن

کار مورد علاقه : آمپول زدن

سنگ مورد علاقه : کاني ( نوعي سنگ آتشفشاني )

کشور مورد علاقه : کانادا

مکان مورد علاقه : کانال سويز

شعر مورد علاقه : کبوتر بچه کرده کاش بودي مي ديدي

+ نوشته شده در  86/03/13ساعت 13:9  توسط | 

۱- خون قرمزه رنگه عشقه ، اشک بيرنگه درد عشقه ۲- خون وقتي مياد بيرون ميسوزه اما اشک اول ميسوزه بعد بيرون مياد ۳ - خون مال زخم جسمه ولي اشک مال زخم روحه ۴ - جاي زخم خون خوب ميشه ولي مال اشک خوب نميشه ۵ - خون هميشه مال درد و غمه ولي اشک بعضي وقتا مال خوشحاليه ۶ - جلوي خون و ميشه گرفت ولي اشک رو نه ۷ - از جاري شدن خون، کسي خجالت نميکشه اما بعضيا از اينکه اشک بريزن خجالت ميکشن

+ نوشته شده در  86/01/26ساعت 18:55  توسط | 

بیا کمی اشتباه کنیم من اشتباهی عاشقت می شوم

و تو اشتباهی دلت را به من می دهی

من چشمهایت را می ستایم و تو شعر هایم را

بیا کمی گناه کنیم

من تو را می بوسم

و تو چون پیچکی سر سخت در من می پیچی

بیا کمی دروغ بگوییم

من دوستت دارم

و تو حتمآ عاشق من هستی

بیا کمی آدم کش باشیم

من خودم را برای تو می کشم

و تو خودت را برای من

بیا من و تو بد باشیم

اشتباه کنیم

گناه کنیم

دروغ بگوییم

آدم بکشیم

و بعضی وقت ها

زندگی کنیم

+ نوشته شده در  85/11/11ساعت 18:34  توسط | 

براي عشق تمنا كن ولي خار نشو. براي عشق قبول كن ولي غرورت را از دست نده.
براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو. براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه.
براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن. براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير.
براي عشق وصال كن ولي فرار نكن. براي عشق زندگي كن ولي عاشقانه زندگي كن.
براي عشق بمير ولي كسي رو نكش. براي عشق خودت باش ولي خوب باش


+ نوشته شده در  85/08/13ساعت 19:3  توسط | 

 دوستت دارم

روی ادامه ی مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  85/06/27ساعت 19:16  توسط | 

 

+ نوشته شده در  85/06/27ساعت 19:5  توسط | 

روز من مُردم و تو منو دوست داشتي پنج شنبه ها بيا سرِ مزارم و گلِ سرخي رو روي قبرم بذار تا هميشه اون گلي که بهت داده بودم رو به خاطرم بيارم ... ولي... اگه تو مُردي ... من فقط يه بار ميام مزارِت .. ميام و اون دسته گلِ سفيدِ مريم رو که با خون خودم سرخشون کردم ، برات هديه ميکنم وعاشقانه کنارت جون ميدم تا بدوني هيچ وقت تنها نيستي...

ای گل تازه که بویی ز وفا نیست تو را

خبر از سرزنش خار جفا نیست تو را

ما اسیر غم و اصلا غم ما نیست تو را

با اسیر غم خود رحم چرا نیست تو را

پرسید : بخاطر کی زنده هستی ؟

با اینکه دوست داشتم با تمام وجود داد بزنم و بگم " بخاطر تو "

بهش گفتم : " بخاطر هیچکس "

پرسید پس به خاطر چی زنده هستی ؟

با اینکه دلم داد می زد " بخاطر دل تو "

با یه بقض غمگین گفتم " بخاطر هیچکس "

ازش پرسیدم تو بخاطر چی زنده هستی ؟

در حالی که اشک تو چشماش جمع شده بود گفت : بخاطر کسی که بخاطر هیچ زنده است

غروب همیشه واسه من نشونی از تو بوده

برام یه یادگاریه جز اون چیزی نمونده

+ نوشته شده در  85/06/18ساعت 9:25  توسط | 

+ نوشته شده در  85/06/16ساعت 22:6  توسط | 

۳ شمع لازم دارم::

 اولي براي ديدن تو

 دومي براي بوسيدن تو

 سومي براي بودن در كنار تو

 حالا اين 3 شمع را خاموش ميكنم

 براي در اغوش گرفتن تو

+ نوشته شده در  85/06/12ساعت 12:41  توسط | 

من به غير از تــــو نخواهم ، چه بدانی ، چه ندانی

از درت روی نتــــــــابم ، چه بخوانی ، چه برانی

دل من ميل تـــــــو دارد ، چه بجوئی چه نجوئی

ديده ام جـای تــــو باشد ، چه بـمانی ، چه نـمانی

مـن کـه بيمار تـــــو هستم ، چه بپرسی چه نپرسی

جان به راه تـــــــو سپارم ، چه بدانی ، چه ندانی

ميتوانی به همه عـمر ، دلم را بفريبی

ور بکوشی ز دل من بگريزی ، نتوانی

دل من سوی تــــــو آيد ، بزنی يا بپذيری

بوســــه ات جان بفزايـد ، بدهی يـا بستانی

جانی از بهر تـو دارم ، چه بخواهی چه نخواهی

شعرم آهنگ تــو دارد ، چه بخوانی چه نخوانی

 


نميخوام بگم که قدر يه دنيا دوستت دارم...
چون دنيا يه روز تموم ميشه...

نميخوام بگم که مثل گلی...
چون گل هم يه روز پژمرده ميشه...

نميخوام بگم که سياهی چشمات مثل شبهای پر ستاره اس...
چون شب هم بالاخره تموم ميشه...

نميخوام بگم که مثل اب پاک و زلالی...
چون اب که هميشه پاک نميمونه...

نميخوام بگم که دوستت دارم...
چون منکه اصلا دوستت ندارم...
بلکه من عاشقتم...

+ نوشته شده در  85/05/06ساعت 0:0  توسط | 

چون که از همیشه دیوونه ترم، با من باش

 چون که آبروی عشق رو می خرم، بامن باش

 چون که بدجوری سزاوار توام، بامن باش

 حالا که حوصله تو سر می برم،بامن باش

برام نوشت: هيچوقت عاشق نشو، زيرا که تنها به دنيا آمده اي و تنها از دنيا خواهي رفت؛ زيرا که عظمت عشق چنان خرد و ناچيزت ميکند که ديگر حتي صداي خرد شدن استخوانهايت را هم نخواهي شنيد. ولي اگر عاشق شدي؛ تنها يک نفر را دوست بدار، بخند و گريه کن و قدم بردار فقط بخاطر يک نفر

 

ما نمي تونيم به دلمون ياد بديم كه نشكنه ولي ميتونيم به دلمون ياد

بديم كه اگه شكست لبه هاي تيزش دست اوني رو كه شكستش نبره

دلم تنگ است...

 دلمتنگ است برای لبانی که هرگز نبوسیدمشان
دلم تنگ است برای دستانی که هرگز در آغوشم نگرفتند
دلم تنگ است برای سخنانی که هرگز بیان نشدند
دلم تنگ است برای زیباترینٍ افکار ، زیباترین صداها ، زیباترین چهرها

دوستون دارم

منتظر لحظه ای هستم که دستانت را بگیرم در چشمانت خیره شوم دوستت دارم را بر لبانم جاری کنم منتظر لحظه ای هستم که در کنارت بنشینم سر رو شونه هایت بگذارم....از عشق تو..... از داشتن تو...اشک شوق ریزم منتظر لحظه ی مقدس که تو را در اغوش بگیرم بوسه ای از سر عشق به تو تقدیم کنم وبا تمام وجود قلبم و عشقم را به تو هدیه کنم اری من تورا دوست دارم وعاشقانه تو را می ستایم
 
تقدیم به قلبی که برای من می زند
+ نوشته شده در  85/05/05ساعت 13:17  توسط | 

تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست ...

تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آن نيست ...

تنهايي را دوست دام زيرا تجربه کردم ...

تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست ...

تنهايي را دوست دارم زيرا.... در کلبه تنهايي هايم در انتظار خواهم گريست و انتظار کشيدنم را پنهان خواهم کرد

i love you

+ نوشته شده در  85/05/05ساعت 12:41  توسط | 

گريه هم با من دگر نامهرباني مي کند
قلبم اما گريه هايش را نهاني مي کند
اشک تنها مونس شبهاي تارم بود و بس
اشک هم با غم دگر اما تباني مي کند
بلبلي در زير باران نگاهم لانه داشت
اينک اما جغد شومي نغمه خواني مي کند
باغ قلبم از هجوم دردها پاييز شد
غصه هم در آن به شادي باغباني مي کند

  

برای دیدن عکس ها روی ادامه ی مطلب کلیک کنید

for you


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  85/05/05ساعت 12:33  توسط | 

یک دختر نابینایی بود که یک دوست پسر داشت به اون میگفت اگه یک روز چشمام خوب بشه برای همیشه با تو میونم یک روز یکی به اون دختر چشم داد اون بینا شد وقتی دید پسر نابیناست گفت من تو رو نمیخوام برو . پسر یک لبخند تلخ زد گفت مواظب چشم من باش

+ نوشته شده در  85/05/05ساعت 12:26  توسط | 

     زیباترین قلب   

یه روز یه جوونی ادعا میکرد که زیباترین قلب را دارد همه مردم برای دیدن قلب جوون وسط میدون شهرجمع شده بودند قلب او واقعا زببا بود ناگهان پیرمردی اومد وادعا کرد که قلب زیباتری دارد قلب او چاک چاک و پر از پستی وبلندی بود ودربعضی گوشه ها شیارهای عمیقی وجود داشت مرد جوان به پیرمرد خیره شد واز خود پرسید این مرد چطور ادعا میکند زیباترین قلب را دارد؟ واز پیر مردعلت را پرسید پیر مرد گفت:درست است قلب تو زیباتر از من به نظر میرسد ولی من قلبم را با تو عوض نمی کنم هر زخمی درقلب من نشانگر انسانی است که من عشقم را به او بخشیدم من بخشی از قلبم را به او دادم واوهم بخشی از قلبش را به من داداما چون این دو عین هم نبودندگوشه هایی دندانه دندانه وجود دارد گاهی اوقات هم بخشی ازقلبم را به کسی دادم ولی او چیزی به من نداد این شیارهای عمیق برای آن است امیدوارم آنها نیز گاهی برگردند واین شیارها را با قطعه ای پرکنند پس حالا

می بینی زیبای واقعی چیست؟مرد جوان به سمت پیرمرد رفت قطعه ای از قلب خود را به او دادپیرمردآن تکه را ازجوان گرفت ودرشیاری ازقلبش جا دادپیرمردهم تکه ای از قلب پیروزخمی خودرابه جوان دادمردجوان به قلبش نگاه کرددیگر سالم نبود اما ازهمیشه زیباتر بود چون عشق به داخل آن نفوذ کرده بود..............

+ نوشته شده در  85/05/04ساعت 23:33  توسط | 

عشق يعني ... دفتر تلفن محرمانه نداشته باشي.

عشق يعني ... مجبور نباشي تنهايي غذا بخوري.

عشق يعني ... رازي بين من و تو.

عشق يعني ... آرزوهاتون رو به همديگه بگين.

عشق يعني ... يه كيك خونگي براي تولدش.

عشق يعني ... به هزار زبون بهش بگي دوستت دارم.

عشق يعني ... كسي كه دلتو مي بره.

عشق يعني ... بعضي وقتا اشك زياد ريختن.

عشق يعني ... همين كنار هم بودن.

عشق يعني ... همون نيرويي كه توي فضا مي چرخه.

عشق يعني ... احساس فوق العاده اي كه همه جا دور و برت هست.

عشق يعني ... آدم احساس كنه زمين زير پاش نيس.

عشق يعني ... ضربه فني شدن.

عشق يعني ... كاري كني كه جز عشق تو هيچي نبينه.

عشق يعني ... اين فكر كه چقدر خوبه اون تو رو بخواد.

عشق يعني ... قشنگ ترين لباستو براش بپوشي.

عشق يعني ... ترانه اي كه تو رو به ياد اون ميندازه.

عشق يعني ... بذاري از خودش تعريف كنه.

عشق يعني ... منتظر تلفنش باشي.

عشق يعني ... بدوني واسه تولدش چه هديه اي دوست داره.

عشق يعني ... ديدن خوشحاليش.

عشق يعني ... با نگاهت اونو به خودت جذب كني.

عشق يعني ... غرورشو جريحه دار نكني.

عشق يعني ... سليقه شو مسخره نكني.

عشق يعني ... فكر نكني مجبوره تا ابد با تو بمونه.

عشق يعني ... وقتي فقط ديدنش كافيه تا تو رو از خود بي خود كنه.

عشق يعني ... لباسي رو كه برات خريده بپوشي.

عشق يعني ... زير نور مهتاب براش شعر بخوني.

عشق يعني ... وقتي خوابه تماشاش كني.

عشق يعني ... بدون اون انگار تو بيابون سر گردوني.

عشق يعني ... دلشو نشكني.

عشق يعني ... وقتي اونو مي بيني داغ كني.

عشق يعني ... واسه ش آواز عاشقانه بخوني.

عشق يعني ... مرتب ببريش بيرون.

عشق يعني ... بهش بگي بدون آرايش هم قشنگه.

عشق يعني ... نقطه ضعفاشو بشناسي.

عشق يعني ... ستارهء محبوبش باشي

(تقدیم به تک ستاره ی زندگیم )

+ نوشته شده در  85/05/04ساعت 22:59  توسط | 


اگرمعجزه اي رخ بدهد وزمان به عقب برگردد به دنيا قول خواهم داد
چشم هايم را تا آخرين روز حياتم روي هم بگذارم :
مي داني چرا ؟
مي ترسم يك لحظه غفلت كنم ، دوباره تو را ببينم و يك عمر
گرفتارت شوم !!
تقديم به بهترينم
كسي كه مثل هيچكس نيست

+ نوشته شده در  85/05/04ساعت 22:56  توسط | 

این وب لاگ هر روز اپدیت می شود

عشق يعني ... دفتر تلفن محرمانه نداشته باشي.

عشق يعني ... مجبور نباشي تنهايي غذا بخوري.

عشق يعني ... رازي بين من و تو.

عشق يعني ... آرزوهاتون رو به همديگه بگين.

عشق يعني ... يه كيك خونگي براي تولدش.

عشق يعني ... به هزار زبون بهش بگي دوستت دارم.

عشق يعني ... كسي كه دلتو مي بره.

عشق يعني ... بعضي وقتا اشك زياد ريختن.

عشق يعني ... همين كنار هم بودن.

عشق يعني ... همون نيرويي كه توي فضا مي چرخه.

عشق يعني ... احساس فوق العاده اي كه همه جا دور و برت هست.

عشق يعني ... آدم احساس كنه زمين زير پاش نيس.

عشق يعني ... ضربه فني شدن.

عشق يعني ... كاري كني كه جز عشق تو هيچي نبينه.

عشق يعني ... اين فكر كه چقدر خوبه اون تو رو بخواد.

عشق يعني ... قشنگ ترين لباستو براش بپوشي.

عشق يعني ... ترانه اي كه تو رو به ياد اون ميندازه.

عشق يعني ... بذاري از خودش تعريف كنه.

عشق يعني ... منتظر تلفنش باشي.

عشق يعني ... بدوني واسه تولدش چه هديه اي دوست داره.

عشق يعني ... ديدن خوشحاليش.

عشق يعني ... با نگاهت اونو به خودت جذب كني.

عشق يعني ... غرورشو جريحه دار نكني.

عشق يعني ... سليقه شو مسخره نكني.

عشق يعني ... فكر نكني مجبوره تا ابد با تو بمونه.

عشق يعني ... وقتي فقط ديدنش كافيه تا تو رو از خود بي خود كنه.

عشق يعني ... لباسي رو كه برات خريده بپوشي.

عشق يعني ... زير نور مهتاب براش شعر بخوني.

عشق يعني ... وقتي خوابه تماشاش كني.

عشق يعني ... بدون اون انگار تو بيابون سر گردوني.

عشق يعني ... دلشو نشكني.

عشق يعني ... وقتي اونو مي بيني داغ كني.

عشق يعني ... واسه ش آواز عاشقانه بخوني.

عشق يعني ... مرتب ببريش بيرون.

عشق يعني ... بهش بگي بدون آرايش هم قشنگه.

عشق يعني ... نقطه ضعفاشو بشناسي.

عشق يعني ... ستارهء محبوبش باشي

+ نوشته شده در  85/04/19ساعت 10:36  توسط | 

امشب به قسه دل من گوش ميکنی               فردا مرا چو قسه فراموش ميکنی

دستم نميرسد که در اقوش گيرمت                 ای ماه با که دست در اقوش ميکنی

در ساقر تو چيست که با جورعه نخست      هشيار و مست را همه مدهوش ميکنی

می جوش ميزند به دل خم بياببين                     يادی اگه ز خون سياووش ميکنی

گر گوش ميکنی سخنی خوش بگويمت            بهتر ز گوهری که تو در گوش ميکنی

جام جهان ز خون دل عاشقان پر است                   هرمت نگاهدار اگر نوش ميکنی

سايه چو شمع شعله در افکندی به جمع زين       داستا ی که از لب خاموش ميکنی

نشود فاش کس آنچه ميان من و توست         تا اشارات نظر نامه رسان من و توست

گوش کن با لب خاموش سخن ميگويم           پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست

روزگاری شد و کس مرده ره عشق نديد           هاليا چشم جهانی نگران من و توست

گرچه در خلوت رز دل ما کس نرسيد           همه جا زمزمه عشق ميان من و توست

اين همه قسه فردوس و تمنای بهشت            گفتگويی و خيالی ز جهان من و توست

نقش ما گو ننگارند به ديبا چه عقل            هر کجا نعمه عشق است نشان من و توست

سايه ز آتشکده ماست فروق مه و مهر             وه از اين آتش روشن که به جان من و توست

+ نوشته شده در  85/04/02ساعت 10:17  توسط | 

اي به حق خاطره انگيزترين خاطره ام

پس تو كي مي آيي

قسمي نيست ميان من و تو

به خدا...

به تو و نام تو سوگند كه من

از غم دوري تو

بي صدا مي شكنم

...

سهم من از تو کدامست بگو

سهم من از تو کدام است کدام...

سهم من بودن با تو همه جا در رویاست

 سهم من پاییزی است که نیامد هرگز

سهم من دلسردی است

سهم من فرصت نیست

سهم من از تو فراموشیهاست

سهم من هیچ فقط هیچ فقط افسوس است

سهم من آزار است

سهم من رفتن توست

در شبی تیره و تار در رهی دور و دراز

انتظاری است که پایانش نیست...

 

بر گرفته از وبلاگ : ستاره ی سرد

+ نوشته شده در  85/04/01ساعت 13:33  توسط | 

______*#######*
____*##########*
__*##############
__################
_##################_________*####*
__##################_____*##########
__##################___*#############
___#################*_###############*
____#################################*
______############قلب کریستال آبی#########
_______#############################
________=##########################
__________########################
___________*#####################
____________*##################
_____________*###############
_______________#############
________________##########
________________=#######*
_________________######
__________________####
__________________###
___________________#
+ نوشته شده در  85/03/05ساعت 16:39  توسط | 

زير بارون راه نرفتي
           تابفهمي من چي ميگم
                    تو نديدي اون نگاه رو
                              تا بفهمي از كي ميگم.


چشماي اون زير بارون
          سر پناه امن من بود
                    سايه بون دنج پلكاش
                              جاي خوب گم شدن بود


 تنها شب مونده و بارون
             همه ي سهم من اين بود
                    تو پرنده بودي من سرو
                              ريشه هام توي زمين بود


اگه اون رو ديده بودي
                       با من اين شعر رو مي خوندي
                             رو به شب دادمي كشيدي
                                نازنين ! چرا نموندي ؟


حالا زير چتر بارون
                       بي تو خيس خيس خيسم
              زير رگبار گلايه
                                 دارم از تو مي نويسم


تنها شب مونده و بارون
          همه ي سهم من اين بود
                    تو پرنده بودي من سرو
                              ريشه هام توي زمين بود

 

عاشقت خواهم ماند..............................بی آنکه بدانی

دوستت خواهم داشت............................بی آنکه بگویم

درد دل خواهم گفت.................................بی هیچ کلامی

گوش خواهم داد..................................بی هیچ سخنی

در آغوشت خواهم گریست.......................بی آنکه حس کنی

در تو ذوب خواهم شد..............................بی هیچ حرارتی

اینگونه شاید احساسم نمیرد.... .

اين دو يکی نيست...اشتباه نشود!

عشق همان دوست داشتن نيست

عشق رويائی است و دوست داشتن دنيائی

دوست داشتن با عشق مقايسه نمی شود که اگر بشود

از بين خواهد رفت

عشق خلقت خداست و دوست داشتن

خلقت عقل و دل انسان...

عشق همچون خدا يکی است و برای هر انسان

می تواند به تعداد انسانهای ديگر باشد

جدائی برای عشق مرگ است در حالی که

دوست داشتن می تواند برای مصلحت ديگری جدائی را تصميم بگيرد

عشق روحانی است ولی دوست داشتن جسمانی

جسم ميميرد ولی روح جاودانه است

کسی نمی تواند عشق را کنترل کند چرا که در عشق عقلی نيست

عشق را معنی کردن گناه است چرا که در لغات ناچيز زبان نمی گنجد

معنی کردن آن برابر با محدود کردن آن است

ولی دوست داشتن محتاج معنی کردن آن است

دوست داشتن با دل انسان است ولی عشق با جان....

عشق غرور را از انسان می زدايد ولی دوست داشتن با غرور رشد 

میکند

عشق از نظر خدا پاک است

و دوست داشتن از نظر انسان...

خدا عشق است و انسان دوست داشتن...

بدرستی که خدا برتر از انسان است.

+ نوشته شده در  85/02/29ساعت 11:39  توسط | 

خدايا قلب من غمگينه امشب

                                           دلم چون لاله ها خونينه امشب

نميدونــــم چرا دست زمونــــه

                                          گـــل عمر منــو ميچينــه امشب

دلم گنجينه غمهـــاي بسيــار

                                          وجــودم خســته از تكـرار، تكـرار

دل من ديگه از جبــــر زمـــونه

                                      شده از زندگــي بيـــزار، بيــــزار

for you

+ نوشته شده در  85/02/26ساعت 19:23  توسط | 

کاش در دهکده ی عشق فراوانی بود                          توی بازار صداقت کمی ارزانی بود

کاش اگر گاه کمی لطف به هم می کردیم                      مختصر بود ولی ساده و پنهانی بود

کاش به حرمت دل های مسافر هر شب                        روی شفاف ترین خاطره مهمانی بود

کاش دریا کمی از درد خودش کم می کرد                     قرض می داد به ما هر چه پریشانی بود

کاش  به تشنگی پونه که پاسخ دادیم                          رنگ رفتارمن و لحن تو انسانی بود

مثل حافظ که پر از معجزه و الهام است                       کاش رنگ شب ما هم کمی عرفانی بود

چه قدر شعر نوشتیم برای باران                                غافل از آن دل دیوانه که بارانی بود

کاش سهراب نمی رفت به این زودی ها                       دل پر از صحبت این شاعر کاشانی بود

کاش دل ها پر افسانه ی نیما می شد                          و به یادش همه شب ماه چراغانی بود

کاش اسم همه ی دخترکان اینجا                                نام گل های پر از شبنم ایرانی بود

کاش چشمان پر از پرسش مردم کم تر                        غرق این زندگی سنگی و سیمانی بود

 

 

+ نوشته شده در  85/02/26ساعت 19:18  توسط | 

از استاد ديني پرسيدند عشق چيست؟ گفت:حرام است.

از استاد هندسه پرسيدند عشق چيست؟ گفت:نقطه اي که حول نقطه ي قلب جوان ميگردد.

از استاد تاريخ پرسيدن عشق چيست؟ گفت:سقوط سلسله ي قلب جوان.

از استاد زبان پرسيدند عشق چيست؟ گفت:همپايlove است  .

از استاد ادبيات پرسيدند عشق چيست؟ گفت : محبت الهيات است.                                             

از استاد علوم  پرسيدند عشق چيست؟ گفت : عشق تنها عنصري هست كه بدون اكسيژن مي سوزد.

از استاد رياضي پرسيدند عشق چيست؟ گفت : عشق تنها عددي هست كه هرگز تنها نيست.

از استاد  فيزيك  پرسيدند عشق چيست؟ گفت :عشق تنها آدم رباتي هست كه قلب را به سوي خود مي كشد.

از استاد  انشا  پرسيدند عشق چيست؟ گفت :عشق تنها موضوعي است كه مي توان توصيفش كرد.

از استاد قرآن  پرسيدند عشق چيست؟ گفت :عشق تنها آيه اي است كه در هيچ سوره اي وجود ندارد .

از استاد ورزش پرسيدند عشق چيست؟ گفت :عشق تنها توپي هست كه هرگز اوت نمي شود.

از استاد زبان فارسي  پرسيدند عشق چيست؟ گفت :عشق تنها كلمه اي هست كه ماضي و مضارع ندارد.

از استاد زيست پرسيدند عشق چيست؟ گفت :عشق تنها ميكروبي هست كه از راه چشم وارد مي شود.

از استاد شيمي پرسيدند عشق چيست؟ گفت :عشق تنها اسيدي هست كه درون قلب اثر مي گذارد

+ نوشته شده در  85/02/26ساعت 18:49  توسط | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
خواهشمند است پیشنهادات و انتقادات سازنده خویش را از طریق این آی دی Nice1_154 با من در میان بگذارید
در ضمن این وب لاگ هر 3 روز یک بار اپدیت می شود
منتظر ورود و نظرات شما هستم



کپی هر گونه از مطالب این سایت به خصوص مقالات الکترونیک فقط با ذکر منبع و با اطلاع به مدیر از طریق ای دی یا نظرات مجاز می باشد

نوشته های پیشین
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
آرشیو موضوعی
مطالب طنز (128)
گالاری عکس (102)
عاشقانه (121)
مطالب علمی (93)
دانلود اهنگ (75)
اس ام اس (174)
نرم افزار موبایل(3)
نرم افزار پی سی (2)
سخنان مدیریت
مقالات الكترونيك
نویسندگان

حامدکامرانی
پیوندها
وب سایت نایس 2 New New
کمیته مبارزه با سانسور اینترنت
سازمان سنجش آموزش كشور
سريال و كرك برنامه ها رايگان
فیلترشکن ضدفیلتر Proxy
وبلاگ محمد امين ياقوتي
توپ ترین اس ام اس ها
گالاری عکس دسکتاپ
هر چی بخوای هست
شمارنده برای سایت
سرزمین اس ام اس
جاوا اسکریپ
خرید اینترنتی
بوي گندم
ياهو ميل
سنجش
گوگل
بلگفا
فینال
گلايه
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM